تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
بصره منصوب نمود . به او دستور داد كه نسبت بخالد ( حاكم سابق ) سختگيرى كند . خالد شنيد و از بصره بيرون رفت او پيش از رسيدن حكم رفت و اهل بصره هم او را تا محل جلحاء بدرقه كردند او هم بهر يكى از آنها يك هزار ( درهم ) داد . حجاج نخستين كسى بود كه كشتن را كيفر قرار داد آن هم براى كسى كه از امر او تخلف مىكرد . شعبى گويد : مرد ( حاكم يا مأمور ) در زمان عمر و عثمان اگر از فرمان آنها سر مىپيچيد دستور مىدادند كه عمامه او را از سرش بر مىداشتند و او را نزد مردم رسوا مىكردند . چون مصعب بحكومت رسيد گفت : اين كيفر كافى نيست . ريش و موى سر را مىتراشيد و بدان نحو رسوا مىكرد . چون به شهر بايالت رسيد او مرد را به ديوار ميخ كوب مىكرد كه گاهى هم كوبيدن ميخى بمرگ مىكشيد . گاهى ميخ كف دستش را پاره مىكرد و او از مرگ نجات يافت شاعر در اين باره گفت :
لولا مخافة بشر او عقوبته * و ان ينوط فى كفى مسمار اذا لعطلت ثغرى ثم زرتكم * ان المحب لمن يهواه زوار
يعنى اگر ترس از بشر و كيفر او نبود كه هر دو كف مرا با ميخ به ديوار بكوبد و مرا معلق كند من ( كه مرز دار هستم ) مرز و مركز خود را ترك و تعطيل ميكردم و بديدار شما مىآمدم زيرا دوستدار كسى باشد كه به زيارت دوست مبادرت كند . چون حجاج بر راس كار قرار گرفت گفت : اين بازى براى چيست ؟ هر كه مرز و مركز دفاع را ترك كند گردنش را بزنيد .