بعد از آن گفت : من به خدا اى اهل عراق مانند انجير كه براى امتحان رسيدن ميوه آن فشار داده مىشود نخواهم بود از خشاخش و هياهو كردن هم نمىترسم ( يقعقع لى بالشنان - آلتى پر صدا براى ترسانيدن شترها به كار برده مىشود مانند حلبى ريك دار كه صداى آن وحشت آور است ) . من از آزمايش گذشتم ( كارهاى خود را انجام دادم و پخته و مجرب شدهام ) و بنهايت مقصد و مقصود رسيدم .
پس از آن اين آيه قرآن را خواند
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ
خداوند مثلى آورده ( ضرب كرده ) قريه كه ايمن و آسوده بوده روزى آن از هر جا گوارا مىرسيد بنعمت خدا ( آنها - اهل نزيه ) كفر كرد خداوند او ( آنها ) را دچار گرسنگى و ترس نمود . كه كيفر كار ( زشت ) آنها باشد . ( چشانيد - و لباس هم آمده كه از ترجمه لفظ خوددارى نموديم و عبارت واضح و مفهوم است ) شما همان مردم ( اهل قريه كافر ) يا مانند آنها هستيد . امير المؤمنين تركش خود را ريخت ( كه تيرى انتخاب كند ) . تيرها را فشرد و آزمود مرا سختتر از همه ديد كه شكسته نمىشوم مرا نزد شما فرستاد . با همان تير سخت گردنهاى شما را هدف كرد و اصابت نمود زيرا شما اهل تعدى و خلاف و نفاق و شورش و آشوب و فتنه و شر هستيد . شما كسانى هستيد كه بدعت ستم را روا داشتيد و مدتها در فتنه و شر غوطه زديد و فرو رفتيد هان آرام و راست و مستقيم شويد به خدا سوگند من شما را دچار خوارى و هلاك خواهم كرد من آنقدر شما را مىمالم تا شير دهيد ( كنايه از ماده كه وقت شير دادن آن گذشته و با ماليدن بخواهند پستانش را نرم كنند و بدوشند و مقصود از اين كنايه شدت عمل و فشار و زجر و آزار است چنان كه كرد ) . من شما را مانند چوبى كه پوست آن را مىكنند خواهم كرد . ( پوست شما را مىكنم ) . من شما را مانند دباغ مىمالم و مىسازم تا خوار شويد . من شما را مانند شترهاى بيگانه كه داخل شترها