تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
سخت چابك و تندرو باش ( كه بميدان جنگ زودتر برسى اى شتر يا اى جنگ زودتر برپا شو ) كه اينك شوق شتر را مىراند و راننده سخت گير و شتابنده است . او ( راننده و شتر سوار ) و ساربان و چوپان نيست . قصاب هم نيست كه گوشت را از استخوان جدا مىكند . ( او امير و دلير و آزموده است ) و بعد گفت :
قد لفها الليل بعصلبى * اروع خراج من الدوى مهاجر ليس باعرابى
آن ماده شتر را شب پيچيده بود ( شبانه راه مىپيمود ) . حامل مردى نيرومند و شديد و مهيب و رعب‌آور است كه از تنگنايها و ميدانهاى پر هياهو و آشوب فاتح و مظفر بيرون آمده . او اعرابى بدوى نيست بلكه مهاجر است ( از شهر به شهر ديگر آمده ) . مقصود خود او بوده .
ليس اوان بكرة الخلاط * جاءت به و القلص الاعلاط تهوى هوى سائق الغطاط
يعنى اين هنگام سير و تند روى شتر جوان نيست ( بلكه زمان سرعت سير يك شتر نجيب آزموده است ) كه او ( حجاج ) را آورده با يك عده از اشتران تند رو مجرب مهار شده ( از ياران او ) كه از حيث سرعت انگار از بلندى سرنگون شده و سوار را با شتاب مىرساند ( كه در دشت و كوه فرو مىرود و نمايان مىشود . اين اشعار از بيت اول تا آخر همچنين نطق حجاج در آن زمان از بهترين نمونه بلاغت و فصاحت و تأثير عميق خطابه محسوب مىشود هر چند اشعار و لغات او را مىتوان گفت وحشى و غير مأنوس به بوده و اگر ما بخواهيم در هر واژه بحث كنيم موجب تفصيل و تطويل و خروج از موضوع است كه شايد چندان فايده هم نداشته باشد و هر كه بخواهد به خوبى تحقيق كند بكتب ادب مراجعه نمايد ولى بايد دانست كه شعر و خطا به او نمونه بلاغت عرب است و غالباً مورد استشهاد ادبا و محققين واقع مىشود ) .