كه همه يكباره بر اين مرد حمله كنيم . آنها هم برگشتند و پايدارى كردند . عمر بن الخطاب هم روزى بر او گذشت كه او مشغول بازى بود . اطفال گريختند و او ماند . عمر از او پرسيد چرا تو نگريختى ؟ گفت : من مرتكب گناه نشدهام كه بگريزم يا از تو بپرهيزم . راه هم براى تو تنگ نيست كه من كنار باشم و راه ترا باز كنم .
قطن بن عبد اللّه گويد : ابن زبير عبادت را از يك روز آدينه تا روز آدينه ديگر ادامه داد و امتداد مىداد . خالد بن ابى عمران گويد : ابن زبير در ماه فقط سه روز را روزه نميگرفت او مدت چهل سال جامه خود را از تن نكند . ( و در عين حال از بيم گند تن بعد از كشته شدن صبر و مشك بتن مىماليد چنان كه گذشت كه حتى پس از مرگ خود خواه بود . عدم تغيير يا كندن جامه فضيلت نيست و از اين حيث متأسف هستيم كه چنين اوهامى را به حساب فضيلت و تقوى آوردهاند كه آن هم از مردى خودپرست و خونخوار و بىخرد كه در جنگ جمل باعث قتل پدر و مجروح شدن خود شده بود . با اينكه اغلب عالم اسلام در تصرف او بود از پناهگاه خود كه مكه باشد خارج نشد و باعث ويرانى و هتك احترام مسجد حرام گرديد ولى مادرش كه زنى بزرگ بود با نصيحت خود او را بجانبازى وادار كرد و موجب زدودن ننگ وى گرديد كه تن بمرگ داد ) .
مجاهد گويد : هر درى از ابواب عبادت و پارسائى كه مردم از دخول در آن عاجز بودند ابن زبير داخل آن گرديد .
هنگامى كه سيل در مكه جارى شد و ( طواف امكان نداشت ) ابن زبير در آن سيل شنا كنان طواف كرد . هشام بن عروه گويد : نخستين كارى كه عم من عبد اللّه بن زبير در كودكى كرد اين بود كه شمشير را بدست گرفت و كمتر روزى بود كه آن را به زمين مىگذاشت . زبير ( پدرش ) گفت : به خدا قسم او روزگارى خواهد داشت بلكه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٧