روزگارها خواهد داشت .
ابن سيرين ( شيرين دانشمند شهير ايرانى ) گويد : هر چيزى كه كعب ( كعب الاحبار يهودى جديد الاسلام كه بسيار ادعا و جعل مىكرد و هر چه پيش بينى مىكرد منتسب بكتاب آسمانى يهود مىنمود ) گفته ( پيش گوئى كرده ) بر ابن زبير تطبيق گرديد مگر اينكه اين قول كه گفته بود چنين مردى با چنين صفتى از ثقيف است كه مىگويد : مردى از ثقيف او را مىكشد ( يعنى ابن زبير را ) و حال اينكه بالعكس من او را كشتم و اينك سر او نزد من افتاده است مقصود او مختار است . ( ابن زبير منكر كشته شدن خود بدست مردى از ثقيف بود كه كعب را تكذيب كرده بود ) ابن سيرين گويد : ابن زبير متوجه ( صدق كعب ) نشده كه مقصود او از مرد ثقيف حجاج است نه مختار كه قضا و قدر او را ( براى قتل ابن زبير ) كمين داشته بود .
عبد العزيز بن ابن جميله انصارى گويد : ابن عمر بر نعش ابن زبير كه بدار آويخته شده بود گذشت و گفت : خدا ترا بيامرزاد اى ابا خبيب تو روزه گير و نماز خوان ( براى نماز برخاسته ) بودى . قريش رستگار شده اگر تو بدترين آنها بشمار آمده باشى . ( پس آنها همه خوب بودند و بد آنها از همه بهتر است ) . حجاج او را بدار كشيد و بعد نعش او را فرود آورد و در گورستان يهود انداخت آنگاه مادرش را احضار كرد كه او حاضر نشد . به او پيغام داد : چگونه كار مرا نسبت بعبد اللّه ديدى ( عمل من چگونه بود ) گفت : تو دنياى او را ويران كردى و او آخرت ترا ويران و تباه نمود . پيغمبر براى ما حديث فرموده كه مردى از ثقيف خواهد آمد كه دروغگو و مردى ديگر تباهگر باشد . اما كذاب ثقيف كه مختار بود و اما تباهگر تو باشى . اين حديث صحيح است و مسلم آن را ( در كتاب ) صحيح خود وارد كرده است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 268
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٨