تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
او را سرنگون كرد . گفته شده ولايت حجاج و آزار ياران پيغمبر در مدينه سنه هفتاد و چهار آن هم در ماه صفر بود . ( خبيب بن عبد اللّه بن زبير ) بضم خاء نقطه دار و دو باء يك نقطه ميان آنها يا ، دو نقطه زير كه كنيه عبد اللّه ابو خبيب باشد .

بيان سن و رفتار ابن زبير

سن او هنگام قتل هفتاد و دو سال بود . مدت خلافت او نه سال كه در سنه شصت و چهار با او بيعت شده بود . او داراى گيسوان بافته بلند بود . چون سجده مىكرد از طول مدت سجده گنجشكها بر پشت او مىنشستند گمان مىكردند كه ديوار باشد يا شىء برجسته جامد است زيرا بىحركت بود ( مبالغه و غير قابل تصديق است ) . ديگرى گويد : عبد اللّه روزگار را سه قسمت تقسيم نمود . يك شب به نماز مىايستاد تا صبح طلوع كند و يك شب تا صبح در حال ركوع و يك شب تا بامداد سجده مىكرد . ( و در عين حال جانى و قسى القلب بود كه حتى بقتل زن بىگناه مختار امر داده كه خود و برادرش مصعب سنگ دل و بىتدبير و كم‌خرد و سخت بخيل بودند كه دنيا به آنها اقبال كرد و از روى لجاج و فرومايگى آن را از دست دادند و چندين فرصت خوب پيش آمد كه مغتنم نشمردند تا امثال مروان و عبد الملك مسلط شدند و همان عبد اللّه مزاحم حسين بن على شده بود كه موجب خروج آن بزرگوار گرديد كه تن بمهاجرت و قتل داد ) گفته شده از همت بلند او چنين دانسته شد كه او هنگام كودكى با اطفال سرگرم بازى بود كه مردى رسيد و بكودكان نهيب داد آنها گريختند و ابن زبير اندك اندك به عقب رفت و گفت : اى بچه‌ها مرا امير خود نمائيد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 266 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت