تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
فرستاد . مسيب پيش رفت و مدت يك ساعت نبرد كرد و برگشت ( براى استراحت ) و باز حمله كرد و پيش رفت و بازماند و آن وضع را تكرار نمود تا كشته شد ولى بعد از اينكه عده از رجاله ( دشمن ) را كشت . چون او كشته شد پرچم را عبد اللّه بن سعد بن نفيل گرفت و بر هر دو سردار كشته درود فرستاد و گفت :
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
آيه قران يعنى : بعضى زندگانى را بدرود گفتند و برخى منتظر ( مرگ ) هستند و هيچ چيزى را تغيير و تبديل ندادند . گرد او ( عبد اللّه ) جمعى از قبيله ازد تجمع كردند در همان حال سه سوار از طرف سعد بن حذيفه رسيدند و گفتند فرزند حذيفه ( يار پيغمبر ) عده صد و هفتاد تن از اهل مدائن بمدد آنها فرستاده و نيز خبر دادند كه اهل بصره با مثنى ابن مخربه عبدى خواهند رسيد و عده آنها سيصد سوار است . مردم ( شيعيان ) خرسند شدند ولى عبد اللّه گفت : چنين است اگر آنها مىرسيدند و ما را زنده مىديدند . چون نمايندگان كشتگان ( شيعيان ) را ديدند افسرده و محزون شدند و دريغ گفتند ولى خود هم در جنگ شركت كردند . عبد اللّه بن سعد بن نفيل هم كشته شد . برادر زاده ربيعه بن مخارق او را كشت . خالد بن سعد بن نفيل هم بر قاتل برادر خود حمله كرد و شمشير را بتن او فرو برد و هر دو بهم آويختند ولى اتباع او كه عده آنها فزون بود بر خالد حمله كرده يار خود را نجات دادند و خالد را كشتند پرچم ( شيعيان ) هم بر زمين افتاده بود و كسى نبود كه آن را حمل كند . عبد اللّه بن وال را ( كه بر حسب وصيت سليمان بايد فرمانده باشد ) ندا دادند و او سخت دچار جنگ و حمله بود . رفاعة بن شداد حمله كرد و اهل شام را شكست داد آنگاه ( عبد اللّه ) علم را برداشت و مدتى جنگ كرد و فرياد زد هر كه زندگانى جاويد را بخواهد كه بعد از آن مرگ نخواهد بود و هر كه طالب آسايش ابدى و خرسندى باشد كه بعد از آن اندوه نخواهد بود بيايد و نزد خداوند تقرب جويد و با