تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
كشتيها را در پناه خود بگيرى و گر نه خوارج آنها را آتش خواهند زد . پس از يك ساعت خوارج بكشتىها رسيدند و همه را آتش زدند . خالد هم صفوف خود را آراست و مهلب را فرمانده ميمنه و داود بن قحدم را كه از بنى قيس بن ثعلبه بود فرمانده ميسره نمود . مهلب بر لشكر عبد الرحمن بن محمد گذشت ديد او گرد لشكر خود خندق حفر نكرده ( بدون احتياط ) به او گفت : چه مانع داشت كه تو گرداگرد لشكر خندق حفر نكردى ؟ گفت : آنها در نظرم از . . . ( غير قابل تصريح و بالاخره باد بايد گفت ) شتر خوارتر و ناچيزترند . گفت : آنها را خوار مپندار آنها شيران عرب هستند مهلب از آن محل نرفت مگر بعد از حفر خندق براى اتباع عبد الرحمن . مدت بيست روز بدان حال انتظار كشيدند و بعد خالد فرمان هجوم عمومى داد خوارج كار را بسيار سخت و طاقت - فرسا ديدند زيرا عده فزونتر از آنچه تصور كردند بود . سواران از هر طرف به آنها احاطه كردند چون تاب پايدارى نداشتند تن بفرار دادند ولى با احتياط و در حال دفاع و آرايش . خالد هم داود بن قحدم را بدنبال آنها فرستاد و خود به شهر بصره برگشت . مهلب هم در اهواز ماند . عبد الرحمن هم راه رى را پيش گرفت . خالد هم بعبد الملك گزارش داد . عبد الملك ببرادر خود بشر نوشت كه عده چهار هزار سپاهى با مردى مجرب و جنگ ديده براى تعقيب خوارج بفارس روانه كند و آن مرد بايد با داود بن قحدم موافقت نمايد ( كه او در فارس بود ) . بشر هم عتاب بن ورقاء را برگزيد و با چهار هزار سوار از اهل كوفه فرستاد آنها رفتند تا بداود پيوستند . در آنجا همه با هم خوارج را دنبال كردند تا اسبهاى آنها يكباره هلاك و نابود شد و خود آنها دچار خستگى و گرسنگى ناگزير هر دو لشكر ( داود و عتاب ) پياده به اهواز پناه بردند . ( خوارج آسوده شدند ) در آن سال ابو فديك خارجى قيام كرد . او از بنى قيس بن ثعلبه بود بحرين
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 249 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت