آغاز سنه هفتاد و دو
بيان حال خوارج
پس از قتل مصعب عبد الملك در كوفه مستقر شد و خالد بن عبد الله را بايالت بصره منصوب نمود . در آن هنگام مهلب مشغول جنگ ازارقه ( خوارج ) بود . مهلب را در همان محل بحكومت اهواز و دريافت باج و خراج منصوب و برادر خود عبد العزيز را بجنگ خوارج روانه كرد . مقاتل بن مسمع را نيز به يارى او فرستاد هر دو بدنبال خوارج رفتند . خوارج هم در كرمان بدارا بجرد رفته و در آنجا تجمع نمودند . قطرى بن فجاءة مازنى نيز با نفاق صالح بن مخارق با نهصد سوار باستقبال عبد العزيز و نبرد وى شتاب كرد . عبد العزيز با سپاه خود آهسته راه پيمائى مىكردند و بدون احتياط و انضباط بودند چون روبرو شدند سپاهيان گريختند .
عبد العزيز هم زن خود دختر منذر بن جارود را از دست داد و جان خود را برداشت و گريخت . آن زن را ( مانند زنان كافر ) بمزايده فروخته شد و قيمت وى بالغ بر صد هزار درهم گرديد . يكى از خوارج كه از قوم آن زن بود رسيد و گفت : دور شويد من گمان مىكنم كه اين زن كافر موجب فتنه و فساد شده آنگاه گردنش را