به همان سبب براى دو برادرش هذيل و كوثر قبل از هر انسانى اجازه ورود داده شد ، زفر بفرزندش هذيل امر كرد با عده خود بهمراهى عبد الملك بجنگ مصعب برود و به او گفت تو تعهدى ( نسبت بابن زبير ) ندارى او هم رفت ولى چون بمصعب نزديك شد گريخت و به او ملحق و در لشكر ابراهيم ابن اشتر منتظم شد .
چون ابن اشتر كشته شد هذيل بكوفه رفت و پنهان شد تا آنكه براى او از عبد الملك امان گرفته شد چنان كه گذشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٤٤