تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
يعنى او ابا كرد ( بينى خود را بخوارى نسپرد ، اصطلاح است ) مصعب ذلت را نپذيرفت ، كريم و گرامى مرد كه اخلاق او نكوهيده نشد . اگر ميخواست بهر كه ذلت را به او تحميل مىكردش مىداد ولى نخواست كه با ملامت سر افكندگى ميان مردم زيست كند و طريقه و آئين او را رجال نمىپسنديدند . ولى او مانند برق ( خال هم بمعنى برق است ) گذشت گاهى با برق مشورت مىكرد و گاهى با برق هماغوش مىشد ( كنايه از سرعت زوال و فنا ) . او گرامى و كريم بود و با همان حال در گذشت . هيچ نكوهش به او نمىرسيد . او زندگانى خوش و خوشگذرانى و خفتن بر بستر نرم را ترك كرد و مرگ را ترجيح داد . عرفجة بن شريك هم گفت :
ما لابن مروان اعمى اللّه ناظره * و لا احباب رغيبات و لا نفلا يرجو الفلاح ابن مروان و قد قتلت * خيل بن مروان حرا ماجدا به طلا يا ابن الجوارى كم من نعمة لكم * لو دام غيركم امثالها شغلا حملتم فحملتم كل معضلة * ان الكريم اذا حملته حملا
يعنى ابن مروان را چه شده خداوند چشم او را كور كند هرگز بآروز و كامكارى نرسد . فرزند مروان رستگارى را آرزو مىكند و حال اينكه خيل مروان آزاد مرد نكوكار و دلير را كشته . اى فرزند حواريون رسول ( بهترين و نزديكترين ياران خاص مقصود مصعب فرزند يار مقرب پيغمبر ) چند چندين نعمت داريد كه ديگرى اگر مانند آن را بخواهد هرگز بدان نمىرسد مشغول چيز ديگرى مىشود كار سختى را بشما تحميل كرده بودند و شما هم كشيديد مرد كريم اگر به او تحميل كنند حمل و برد بارى مىكند . عبد اللّه بن زبير اسدى در رثاء ابراهيم اشترى گفت : ابن زبير بفتح زا و كسر با است ( غير از زبير كه به صيغه تصغير آمده )