تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
سابكى و ان لم تبك فتيان مذحج * فتاها اذا الليل التمام تاوبا فتى لم يكن فى مرة الحرب جاهلا * و لا بمطيع فى الوغى من تهيبا ابان انوف الحى قحطان تتله * و انف نزار قد ابان فاوعبا فمن يك امسى خائنا لاميره * فما خان ابراهيم فى الموت مصعبا
يعنى من خواهم گريست حتى اگر جوانان مذحج ( قبايل ) در شب دراز نگريند و جزع نكنند . براى كسى ميگريم كه او جوانمرد و قائد دانا و بفنون جنگ آشنا بود . در جنگ مطيع كسانى كه مدعى هيبت و توانى بودند نبوده . قتل او بينىهاى قبايل قحطان را بريد ( ننگين و سرافكنده كرد ) بينى نزار ( قبايل ) را هم بريد و كار سختى كرده . ( قحطان اعراب يمن و بلاد ديگر و نزار اعراب حجاز و بالاخص مكه و قريش است و هر دو در حال تفاخر و اختلاف و بالاخره ستيز بودند ) هر كه بامير خود خيانت مىكند بداند كه ابراهيم در مواسات مرگ بمصعب خيانت نكرده است . هنگامى كه مصعب كشته شد مهلب مشغول جنگ ازارقه ( خوارج ) بود . آن جنگ در محل سولاف از كشور پارس در كنار دريا بود و مدت آن هشت ماه به طول كشيد . خبر قتل مصعب بازارقه زودتر رسيد . منادى آنها ميان دو صف فرياد زد : شما درباره مصعب چه عقيده داريد ؟ اتباع مهلب گفتند او پيشواى صدق و هدايت است . او امام و ولى ما و چه در دنيا و چه در آخرت و ما نيز پيرو او هستيم . گفتند درباره عبد الملك چه عقيده داريد ؟ گفتند او لعين بن لعين ( نفرين شده ) و نزد خداوند از او برى هستيم و خون او نزد ما از خون شما ( خوارج ) رواتر است . گفتند پس بدانيد كه عبد الملك مصعب را كشته و شما فردا ناگزير خواهيد شد كه او را امام خود بدانيد روز بعد خبر قتل مصعب رسيد . مهلب هم خود بيعت كرد و هم از مردم براى عبد الملك بيعت گرفت . خوارج فرياد زدند اى دشمنان خدا ؟ درباره مصعب
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 234 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت