هان ! باميد و يارى خداوند برويم كه چنانچه خداوند شما را غالب و پيروز كند بعد از آن بمردم شهر خود ( قاتلين حسين ) خواهيد پرداخت . آنگاه با سلامت بكشندگان حسين خواهيد رسيد و خواهيد ديد هر كه در قتل او شركت كرده دچار انتقام خواهد شد . اگر هم بشهادت رسيديد و كشته شديد كه شما با دشمنان دين و آنهايى كه حرام را روا داشتهاند جنگ و ستيز نمودهايد و خداوند پاداش نكوكاران را خواهد داد . من دوست ندارم كه نيروى شما در غير دشمنان دين و روا دارندگان ناروا صرف شود . اگر شما در شهر خود بانتقام از كشندگان حسين مبادرت كنيد بىشك هر يك از دشمنان بخويشان و ياران شما حمله كرده انتقام قوم خود را خواهند كشيد و خونها ريخته خواهد شد كه پدر و برادر يا خويش قاتل منتقم را خواهند كشت . اكنون استخاره كنيد و برويد . عبد اللّه بن يزيد ( امير ) و ابراهيم بن محمد بن طلحه ( مستوفى ) هر دو بر لشكركشى فرزند صرد ( سليمان ) آگاه شده باتفاق اعيان و اشراف كوفه نزد آنها رفتند . ميان آنها كسى نبود كه در قتل حسين شركت كرده باشد زيرا از او ( سليمان بن صرد ) بيمناك بودند .
عمر بن سعد هم در آن ايام ( از ترس مرگ ) در كاخ امارت زيست مىكرد زيرا از آنها ( شيعيان ) ترسيده بود چون آن دو ( امير و مستوفى ) نزد او ( سليمان ) رفتند عبد اللّه بن يزيد گفت : مسلمان با مسلمان برادر است هرگز به او خيانت و تزوير نميكند شما برادر و همشهرى ما هستيد . بهترين دوست و بهترين خلق در دوستى و هم ولايتى ما هستيد ما را بمرگ خود دچار ماتم و مصيبت مكنيد از عده ما ( با فناى شما ) نكاهيد ( بدون ما مرويد ) . مدتى اقامت كنيد تا ما مجهز و مستعد شويم كه اگر دشمن ما را قصد كرد ما و شما متفقاً بروز و جنگ كنيم آنگاه خراج محل جوخى را براى مخارج آنها اختصاص دادند به شرط اينكه اقامت كنند و بجنگ شتاب نكنند . امير اين وعده را داد و مستوفى تائيد نمود . سليمان به آنها گفت : شما نصيحت كرديد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 18
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨