تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
فراموش كرده‌اند ؟ او ( با عده ) سه روز در محل نخيله اقامت كرد و نزد كسانى كه تخلف كرده بودند مىفرستاد و يادآورى مىكرد تا هزار مرد ديگر به او ملحق شدند . آنگاه مسيب بن نجبه برخاست و به او گفت : رحمت خداوند شامل تو باد كسى كه اكراه داشته باشد به كار ( جنگ ) نيايد . كسى با تو همراهى و نبرد نخواهد كرد مگر آنانى كه از روى خلوص نيت ( و ايمان ) حاضر شده‌اند تو منتظر كسى مباش و بر كارزار تصميم بگير . گفت : راى و عقيده تو نيك است آنگاه سليمان ميان ياران خود برخاست و گفت : ايها الناس هر كه براى رضاى خدا و نيل پاداش روز جزا آمده ما با او و او با ما خواهد بود و رحمت خداوند شامل حال او خواهد شد خواه زنده بماند و خواه كشته شود و هر كه دنياپرست باشد . به خدا قسم ما غنيمت و بهرهء در اين راه نخواهيم يافت . ما جز رضاى خدا چيزى نمىخواهيم و با خود سيم و زر نداريم حتى توشه هم نداريم . جز شمشيرهاى خود بر دوش خود بارى نداريم . قوت و توشه ما فقط براى ضرورت است آن هم با نهايت قناعت . هر كه غنيمت را بخواهد با ما همراهى و هماهنگى نكند كه ما براى دنيا قيام نكرده‌ايم . ما توبه كرده و بخونخواهى فرزند دختر پيغمبر ما قيام كرده‌ايم . چون سليمان خواست رهسپار شود عبيد اللّه بن سعد بن نفيل به او گفت : من يك عقيده دارم اگر صواب و سودمند باشد كه خداوند ما را رستگار خواهد كرد و اگر خطا باشد كه آن عقيده و راى شخص من است ما براى انتقام و خونخواهى حسين قيام كرده‌ايم و حال اينكه كشندگان او همه در كوفه هستند كه عمر بن سعد و رؤساء قبايل از آنها مىباشند . ما كجا خواهيم رفت و انتقام را پشت خود بگذاريم تمام اتباع او گفتند : راى صواب همين است و بس سليمان گفت : من اين عقيده را نمىپسندم كسى كه براى قتل او ( حسين ) لشكر كشيد و عده تجهيز كرد و فرستاد و گفت : او امان نمىدهم مگر اينكه تسليم شود ديگرى بوده كه حكم خود را درباره ( حسين ) اجرا كرد اكنون براى جنگ آن فاسق برويم كه او عبيد اللّه بن زياد است