سنه شصت و پنج
بيان لشكر كشى توابين و كشتن آنها
چون سليمان بن صرد خزاعى در سنه شصت و پنج تصميم بر لشكركشى گرفت نزد سران ياران فرستاد و تصميم خود را خبر داد آنها هم در آغاز ماه ربيع الاخر حاضر شدند و او با اعيان و بزرگان ياران به قصد جنگ روانه شد . آنها قبل از آن با يك ديگر وعده قيام و تجمع داده بودند كه در آن شب موعود ( آغاز ماه ربيع ) قيام و خروج كنند . چون به محل نخيله رسيدند او ( سليمان ) لشكر خود را سان ديد وعده را نپسنديد . حكيم بن منقذ كندى و وليد بن عصير كنانى را بكوفه فرستاد كه فرياد بزنند . انتقام خون حسين را خواهانيم . آن دو نخستين كسى بودند كه لب به آن ندا گشودند . روز بعد ( پس از آن ندا ) عدهء باندازهء عده منتظرين رسيد و دو برابر شدند .
او بدفتر خود نگاه كرد ديد عده بيعت كنندگان بالغ بر شانزده هزار بوده گفت :
سبحان اللّه از آن شانزده هزار تن جز چهار هزار كسى نيامده به او گفته شد كه مختار مردم را بخوددارى وادار مىكند زيرا دو هزار تن از ياران تو به او گرويدند . گفت بنابر اين ده هزار تن ديگر بايد باشند . آيا آنها مؤمن نيستند . آيا عهد و پيمان خود را