و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخاسرين « يعنى خداوندا رحمت تو شامل حسين شهيد و فرزند شهيد ، مهدى بن مهدى ( هدايت شده ) صديق بن صديق ( تصديق كننده و مؤمن بدين پيغمبر ) . خداوندا ما شهادت مىدهيم ( اعتراف مىكنيم ) كه بر دين آنها و سالك طريق آنان مىباشيم ما دشمن كشندگان آنها و دوستدار ياران آنها هستيم . خداوندا ما از نصرت فرزند دختر پيغمبر تو تسامح كرديم . اين گناه را ببخش و هر چه از ما در گذشته ( در تسامح از يارى او ) رفته بود ببخش و توبه ما را قبول كن . بر حسين و ياران او درود بفرست آنها شهداء و صديقين بودند . ما شهادت مىدهيم ( اعتراف مىكنيم ) كه بر دين آنها هستيم و هر چه آنها در راه آن كشته شدند دين و مورد تصديق و تأييد ما مىباشد . اگر تو گناه ما را نبخشى و ما را نيامرزى ما در عداد باختگان و زيانكاران خواهيم بود زيارت و ديدن قبر حسين بر كينه آنها افزود و بعد از آن راه خود را گرفتند ولى بسيارى از آنها بضريح برگشته تضرع و زيارت را تجديد و تأكيد نمودند و بياران خود ملحق شدند .
آن گروه بر ضريح حسين ازدحامى مانند ازدحام حجاج بر حجر اسود داشتند .
بعد راه انبار را گرفتند و رفتند . بعد از آن عبد اللّه بن يزيد ( امير كوفه از طرف ابن زبير ) به آنها نامه نوشت كه مضمون آن چنين بود : اى قوم ما دشمن را گستاخ و جسور مكنيد .
شما در كشور و شهر خود برگزيدگان مردم هستيد اگر دشمن شما را دچار كند بزرگان شهر را دچار خواهد كرد آنگاه بطمع تسخير شهر خواهد افتاد . اگر دشمن بر شما غلبه يافت شما را سنگسار خواهد كرد تا ابد رستگار نخواهيد شد . اى قوم دست ما و دست شما يكيست دشمن ما و شما هم يكيست . هر گاه ما بر دشمن متحد شويم بر او غالب و مسلط خواهيم شد و اگر اختلاف پيدا كنيم شوكت و قدرت ما درهم خواهد شكست . اين شوكت را نسبت بدشمن خوار و ناچيز مكنيد . اى قوم ما در نصيحت من شك و ريب نداشته باشيد . با امر و رأى من مخالفت مكنيد . چون نامهء من بشما برسد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 20
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٠