يك در سخت محكم و يك دربان حايل و مانع او شده . او دچار وضعى شده كه هرگز بمانند آن خشنود نبود . هر گاه بخواهد برخيزد زنجيرها او را مىكشد و مينشاند .
بساق او و بالاتر از قدم و مفصل او غل و زنجير سياه و سنگين و گنگ و سخت بسته شده آن زنجيرها راه رفتن او را دور و نزديك و غير معتدل مىسازد .
اين گرفتارى ناشى از گناه بزرگى نيست كه من مرتكب آن شده باشم ولى بدخواه و بدگو سعايت كرده و با دروغ مرا دچار نموده . پيش از اين در زمين فراخ گريز و گزير و راهى داشتم چه مردى باشد كه راهها به روى او بسته شود ؟
ترجمه بيت اخير ( از اشعار ديگر ) نيز چنين است : با كدام امتحان و لياقت يا بموجب كدام بليه يا ضد آن نزول نعمت ، مسلم و مهلب استحقاق برترى و تقدم بر من يافتهاند ( مقام من از آن دو سالار ارجمندتر است ) .
عبيد اللّه با جمعى از رجال مذحج ( قوم خود ) مذاكره كرد كه نزد مصعب براى او شفاعت كنند و نيز بجوانان و دليران قبيله پيغام داد كه سلاح را زير لباس بپوشند و همراه بزرگان قوم بروند كه اگر شفاعت آنها مؤثر و سودمند شود چه بهتر و گر نه بر زندان هجوم ببرند و او را آزاد كنند او هم از درون زندان آنها را يارى خواهد كرد . چون بزرگان قوم نزد مصعب شفاعت كردند شفاعت آنها را پذيرفته او را آزاد نمود . او به خانه خود رفت و مردم براى تهنيت او رفتند . او بمردم گفت :
اين كار ( امور مسلمين ) اصلاح نخواهد شد مگر بوجود كسانى مانند خلفاء گذشته ( چهار يار پيشين ) ما هم ميان خود مانند آنها كسى نمىبينيم كه زمام امور خود را بدست او بسپاريم . اگر بنا شود هر كه دليرى كند گرامى شود براى چه ما كارهاى خود را بدست كسانى بسپاريم كه از ما بهترتر و دليرتر نباشند و به گردن خود بيعت كسانى را بگذاريم كه از ما ارجمندتر و نيرومندتر نباشند . پيغمبر هم فرمود :
« لا طاعة - المخلوق فى معصية اللّه تعالى »
هيچ مخلوقى در معصيت خداوند مستوجب طاعت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 175
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٥