و خدا سيل عن فتاة حبيبة * الينا سقاها كل دان شنج
فما العيش ان ازورك آمنا * لعادتنا من قبل حربى و مخرجي
و ما زلت محبوساً لحبك و اجما * و انى بما تلقين من بعده شجى
اين قصيده بسيار دراز است . يعنى : اى ام توبه ( كنيه زن او ) آيا نمىدانى كه من سوار دلير و حامى حقائق مذحج ( قبيله ) هستم . من بامدادان بزندان هجوم بردم آن هم هنگامى كه نيم روز بالا رفته و شدت يافته بود ( نور يا گرما ) با هر رادمردى سنگين سلاح كه شرف و خانواده را حمايت مىكند . ما از زندان دور نشديم تا آنكه پيشانى وى ( محبوبه - زن ) كه مانند طلعت آفتاب است نمايان شد بدون انقباض و تشنج ( نور خالص ) . رخساره تابناك آن بانوى محبوبه پيدا شده ( زن خود را كه ديد آزاد كرد ) . او نزد ما دوست داشتنى مىباشد . هر شبنم يا باران طراوت بخش او را شاداب و سيراب كند . زندگانى جز اين نيست كه من در حال امن ترا زيارت كنم ( ديدار و تمتع كنم ) بر خلاف عادت خود كه هميشه در حال جنگ و خروج و قيام باشم .
من همواره گرفتار و زندانى محبت تو و در حال بهت و حيرت بودم . من از آنچه بعد از اين به تو برسد و دچار آن شوى محزون خواهم بود . ( چنين معلوم مىشود عبيد اللّه بن حر نخستين كسى است كه قبر حسين را زيارت كرده اگر چه معروف است جابر انصارى يار پيغمبر نخستين زائر و درود گو بود ولى آنچه مسلم است عبيد اللّه بن حر نخستين و بهترين شاعرى بود كه حسين را رثا نمود و اشعار او چه در رثا و چه در غزل بسيار بليغ است و دليل اين است كه او چنان كه وصف شده فاضل و پرهيزگار و شريف و شجاع بوده است ) .
عبيد اللّه بن حر آغاز غارت و آزار عمال مختار را نمود . بدين سبب خانه او را در همدان آتش زدند و قريه ملك او را غارت نمودند او هم براى انتقام سوى