تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
همدان رفت و قرى و قصبات ( تحت تسلط مختار ) را غارت نمود . او به مدائن مىرفت و عمال مختار را در جوخى غارت مىكرد و هر چه مال داشتند ( مال مختار و حكومت او ) بيغما مىبرد و بعد بكوه پناه مىبرد او بدان حال بود تا مختار كشته شد . گفته شده او پس از خوددارى آخر الامر با مختار بيعت كرد . مختار خواست او را سركوبى كند ولى از بيم ابراهيم اشتر خوددارى كرد عبيد الله مذكور با ابن اشتر بموصل رفت ولى موفق نشد كه در جنگ با ابن زياد شركت كند . تمارض و خوددارى كرد . بعد از آن كه از ابن اشتر جدا شد و با عده سيصد تن بانبار رفت و غارت كرد و بيت المال را ربود . چون آن عمل از او سر زد مختار خانه او را ويران كرد كه بيان آن گذشت . او با مصعب بجنگ مختار رفت كه شاهد قتل مختار بود . چون مختار كشته شد مردم بمصعب آن هم در دومين بار ايالت خود گفتند : ما از اين ايمن و آسوده نيستيم كه فرزند حر دوباره نشورد و قيام نكند چنان كه اين كار نسبت بعبيد اللّه بن زياد و مختار بتكرار از او سر زده بود . مصعب او را بزندان سپرد كه او گفت :
فمن مبلغ الفتيان ان اخاهم * أتى دونه باب شديد و حاجبه بمنزلة ما كان يرضى بمثلها * اذا قام عنته كبول تجاذبه على الساق فوق الكعب اسود صامت * شديد يدانى خطوه و يقاربه و ما كان ذا من عظم جرم جرمته * مو لكن سعى الساعى بما هو كاذبه و قد كان فى الارض العريضه مسلك * و اى امرئ ضاقت عليه مذاهبه
و باز گفت :
باى بلاء ام بأية نعمة * تقدم قبلى مسلم و المهلب
مقصود مسلم بن عمرو پدر قتيبة ( مشهور ) و مهلب بن ابى صفره . يعنى : كيست كه خبر بجوانمردان دهد كه برادر شما بزندان افتاده .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 174 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت