تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
عبيد اللّه با سيصد تن از اتباع خود با آن عده مدت دو روز جنگ كرد چون شب فرا رسيد طرفين متاركه كردند عبيد اللّه ( در شب سيم ) از تكريت بيرون رفت و باتباع خود گفت : من نزد عبد الملك بن مروان خواهم رفت شما آماده شويد و توشه برداريد . آنها هم مستعد رفتن شدند او گفت : من از اين مىترسم كه بميرم در حالى كه بمصعب و اتباع او آسيبى نرسانده باشم ( انتقام نكشيده باشم ) آنگاه راه كوفه را گرفت تا بكسكر رسيد ، بيت المال را ربود و بكوفه رفت . در محل حمام جرير منزل گرفت . مصعب هم عمر بن عبيد اللّه بن معمر را براى دفع او فرستاد . او بجنگ پرداخت و از آنجا به محل دير اعور رفت . مصعب حجار بن ابجر را بتعقيب او فرستاد ولى خود حجار از او منهزم شد و نزد مصعب برگشت مصعب هم به او دشنام داد . بعد از آن جون بن كعب همدانى را با او همراه و دوباره روانه‌اش كرد همچنين عمر بن عبيد اللّه بن معمر را به آن دو ملحق كرد . هر سه سردار با عده خود بجنگ او كمر بستند ، عده مجروحين اتباع عبيد اللّه بن حر فزون گرديد . اسبهاى آنها هم بىپا شدند با همان وضع حجار را شكست دادند او گريخت ولى سايرين برگشتند و جنگ را از سر گرفتند سخت نبرد كردند . فرزند حر ناگزير از كوفه خارج شد . مصعب بيزيد بن حارث بن رويم شيبانى كه حاكم مدائن بود نوشت كه بجنگ ابن حر مبادرت كند او هم فرزند خود حوشب را بدفع او فرستاد ، نزديك با جسرى با هم روبرو شدند . عبيد إله عده را كشت و بقيه گريختند . ابن حر بمدائن رسيد اهل شهر از بيم او تحصن كردند . عبيد اللّه آنها را ترك كرد ، جون بن كعب همدانى و بشر بن عبد اللّه اسدى بتعقيب او رفتند ، جون در « حولايا » لشكر زد و بشر هم به محل « تامرا » رسيد كه با فرزند حر نبرد كرد فرزند حر او را كشت و اتباع او را منهزم نمود ، بعد از آن با جون بن كعب در محل حولايا روبرو شد ، عبد الرحمن بن عبد اللّه بمبارزه او رفت كه ابن حر او را كشت . بعد از آن بشير بن عبد الرحمن بن بشير