تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
( كمتر از آنها نبودم ) بخونخواهى خاندان پيغمبر قيام كردم كه عرب از آن خونخواهى و انتقام غفلت كرده و خوابيده بود . اكنون اگر هيچ عقيده هم نداشته باشى بهتر اين است از شرف خود دفاع كنى . گفت
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
اگر از شرف خود هم دفاع نمىكردم چه مىكردم . مختار پيش رفت و حمله كرد و كشته شد . دو برادر از بنى حنيفه در قتل او شركت كردند . يكى طرفه و ديگرى طراف نام داشتند كه هر دو فرزند عبد اللّه بن دجاجه بودند روز بعد از قتل مختار بحير بن عبد اللّه مسكى ( يكى از اتباع مختار كه در قصر مانده بود ) محصورين را دعوت كرد كه گفته مختار را به كار ببرند ( جنگ كنند تا مردانه كشته شوند ) آنها نپذيرفتند و خود را تسليم اتباع مصعب نمودند آنها را بند كرده بيرون بردند . مصعب خواست اعراب را آزاد كند و موالى و غلامان را بكشد . اتباع او او موافقت نكردند همه را از دم شمشير گذرانيد . بحير مسكى را هم نزد مصعب بردند او گفت خداوند را سپاس كه ما را گرفتار كرد و باز خداوند را سپاس مىكنيم كه ترا بفضيلت عفو اختصاص داد . در اينجا يكى از دو چيز است يا عفو كنى كه خداوند از تو عفو خواهد كرد و ديگرى غضب خداوند است هر كه هم كيفر بدهد از قصاص ايمن نخواهد بود . اى فرزند زبير ما اهل قبله شما هستيم و بدين و ملت شما معتقد مىباشيم . ترك و ديلم نيستيم ما فقط با همشهريان خود اختلاف داشتيم . كردار ما خواه صواب و خواه خطا باشد مانند عمل اهل شام است كه با هم جنگ كردند و بعد بر يك رويه اتحاد و اجماع نمودند . همچنين اهل بصره با هم مختلف شدند و نبرد كردند و بعد آشتى نمودند و متحد شدند . اكنون كه شما مالك شده‌ايد بهتر اين است كه عدالت را در نظر بگيريد . چون قدرت يافتيد عفو كنيد او با همين سخنهاى دلنشين توانست عواطف مردم را به خود جلب كند . مردم رقت كردند و مصعب خواست آنها را آزاد كند ولى عبد الرحمن بن محمد بن اشعث ( پدر كشته ) برخاست و گفت : تو