تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
از دست داد . بعد از آن در مسجد بيت المقدس مشغول عبادت شد تا خبر قتل حسين را شنيد بر خود عهد كرد كه هر وقت بتوانم ابن مرجانه را بكشم خواهم كشت : يا اينكه قبل از حصول مرام كشته شوم . چون شنيد كه مختار براى خونخواهى حسين قيام كرده او هم براى همين كار بمختار پيوست و مختار او را با ابراهيم روانه كرد او فرمانده سواران ربيعه بود باتباع و ياران خود گفت . من با خدا عهد كردم كه بقتل فرزند مرجانه بكوشم . سيصد تن با او بر سر مرگ بيعت كردند . او با همان عده از جان گذشته حمله كرد و همه را صف بصف شكست داد و پراكنده كرد تا او با همان عده بابن زياد رسيد . صداى چكاچك شمشير و اصطكاك آهن بلند شده بود . چون واقعه خاتمه يافت او و ابن زياد ميان كشتگان افتاده بودند . شخص ديگرى ميان نعش آن دو نبود ( در اين روايت كه با روايت نخستين اختلاف دارد بقتل ابن زياد بدست همان مرد تغلبى اشاره شده است ) يكى از اشعار آن مرد تغلبى ( شريك بن جدير ) اين است .
كل عيش قدا راه قذرا * غير كن الرمح من ظل الفرس
يعنى هر نحو زندگانى را پليد و آلوده مىدانم جز زندگانى نيزه بازى زير سايه اسب . قتل شرجيل را سه مرد ادعا كردند . سفيان بن يزيد بن مغفل ازدى و ورقاء بن عازب اسدى و عبيد اللّه بن زهير سلمى ، چون اتباع عبيد اللّه بن زياد شكست خورده گريختند اتباع ابراهيم بن اشتر آنها را تعقيب كردند . آنانى كه در آب غرق شدند بيشتر از آنهايى كه كشته شدند بودند . لشگرگاه آنها را هم غارت كردند كه در آنجا همه چيز بود . خبر فتح و ظفر هم بمختار رسيد كه او در آن هنگام بياران خود مىگفت : در همين دو روزه خبر پيروزى خواهد آمد بخواست خداوند كه ابراهيم ابن اشتر خبر ظفر داد . عبيد اللّه بن مرجانه كشته شد و اتباع ابراهيم اتباع او را منهزم نمودند