تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
طرفين يمين و شمال پراكنده خواهند شد . و مانند پرندگان خواهند گريخت لشگر ابراهيم متوجه آنها شد . چون نزديك مىشدند آنها را با نيزه مىراندند و چون نزديكتر ميشدند شمشيرها را مىكشيدند و گرزها را بالا مىگرفتند و مىنواختند مدتى بدان حال گذشت . صداى چكاچك شمشير و تصادم آهن بلند شد كه تاب پايدارى نياورده پشت : بلشگر ابراهيم نمودند . ابراهيم بهر يك از پرچمداران خود مىگفت : ميان دشمن برو كه اميدوارم آنها بگريزند خود ابراهيم حمله كرد و هر كه را با شمشير مىزد مىانداخت و مىرفت و آنها مانند گوسفندان از حمله ابراهيم مىگريختند . ابراهيم عبيد اللّه را قصد كرد و بر او سخت حمله نمود . اتباع و محافظين عبيد اللّه گريختند . همسر او را برادرش برداشت و گريخت . در حملهء كه ابراهيم بر عبيد اللّه كرده بود مدافعين او سخت نبرد كردند و عدهء بسيارى از طرفين كشته شدند . چون عمير بن حباب غلبه ابراهيم بن اشتر را ديد پيغام داد اكنون من به تو ملحق مىشوم به او پاسخ داد هرگز ميا زيرا از حمله و هيجان سپاه خدا كه در حال جوش و خروش هستند آسوده نخواهد بود . ابراهيم در اثناء جنگ گفت . من مردى را كشتم كه بوى مشگ از او برخاست سر او و دست او به طرف مشرق و پاى و به طرف مغرب است ( چنين افتاده ) تفتيشش كنيد كه او كيست . پرچم او منفرد و در كنار رود خازر بود برويد و تحقيق كنيد . آنها رفتند معلوم شد عبيد اللّه بن زياد بود . ابراهيم كه عبيد اللّه را نشناخته زده بود دو نيم كرده بود و نيمى از تن او كه سر و دست باشد به طرف مشرق و نيم ديگر كه پاى او باشد به طرف مغرب فتاده بود . ( ضربت عجيب و تاريخى بود . ) . شريك بن جدير تغلبى هم بر حصين - بن نمير حمله كرد او گمان برده بود كه عبيد اللّه بن زياد است . هر دو با هم آميختند مرد تغلبى فرياد زد مرا با اين زنا زاده با هم كشيد . حصين را كشتند و او را نجات دادند شريك بن جدير تغلبى در جنگ صفين با على همراه بود يك چشم خود را در جنگ