بيان علت لشكر كشى مصعب و قتل مختار
چون شبث بن ربعى ( كسى كه براى قتل حسين در كربلا لشكر كشيده و شركت كرده بود ) وارد بصره شد يكسره نزد مصعب رفت در حالى كه دم و دو گوش استر خود را بريده بود . قبا را چاك زده فرياد مىزد و استغاثه مىكرد . دربان بمصعب خبر داد كه چنين كسى با چنين حالى وارد شده ، مصعب هنوز او را نديده گفت :
بايد شبث بن ربعى باشد جز او كسى چنين كارى نمىكند . چون او را پذيرفت بشرح فجايع كوفه ( بدست مختار ) پرداخت و گفت : شورشيان غلامان ما را همراه خود كرده بر ما هجوم بردند و چنين كردند و چنان . نيز محمد بن اشعث بمصعب ملحق شد او كسى نبود كه در جنگ كربلا شركت كرده باشد ولى مختار او را تعقيب كرد و او گريخت خانه او را در كوفه ويران كردند چنان كه محمد بن اشعث و شبث بن ربعى و ديگر كسان از گريختگان كوفه و دشمنان مختار بمصعب فشار آوردند كه او براى جنگ مختار لشكر بكشد . مصعب گفت : من اقدام نخواهم كرد مگر اينكه مهلب - با ما هم آهنگ باشد . مصعب بمهلب بن ابى صفر كه از طرف او حاكم فارس بود نوشت كه حاضر شود او تعلل نمود مصعب هم بمحمد بن اشعث دستور داد كه خود شخصاً حامل نامه او باشد و نزد مهلب برود . چون او رفت مهلب گفت : مانند تو اى محمد كسى پيك مىشود ؟ گفت ، پيك نيستم ولى زنان و فرزندان ما اسير ( مختار )