و در همان شهر مسكن گزيدند ابو مريم و ابو مريام ( دو شخص ) نزد عمرو بن عاص رفته آزادى اسراء را درخواست نمودند . خصوصاً گرفتارانى كه پس از وقوع جنگ اسير شده بودند . عمرو هر دو را نهيب داده طرد كرد . آن دو سردار گفتند : پس از اينكه ما با شما عهد كرديم و دور شديم هر چه بدست آوردهايد مشمول عهد و ذمهء اسلام مىباشد ( و بايد پس دهيد ) عمرو بهر دو مرد گفت : شما بر ما حمله مىكنيد ( و عهد را مىشكنيد ) و انتظار داريد در ذمه و تحت حمايت ما باشيد ؟ هر دو گفتند : آرى ، ( ولى عمرو اجابت نكرد ) اسراء را ميان مردم ( مجاهدين و فاتحين ) تقسيم و دستههاى لشگر را در شهرها پراكنده كرد . خمس غنايم را بتوسط هيئت نمايندگى نزد عمر فرستاد . آن نمايندگان اوضاع آن سامان را براى عمر شرح و گفتگوى دو سردار ابو مريم و ابو مريام را با عمرو بن عاص براى عمر بيان نمودند . عمر گرفتاران پس از جنگ را آزار كرد و نزد اولياء خود فرستاد . زيرا اولياء آنها در مدت چهار روز متاركه جنگ داخل ميدان نبرد نشده بودند ولى اسراء مردمى كه در جنگ شركت كرده بودند به حال بندگى و گرفتارى نگهداشت . قبطيان هم بر در سراى عمرو جمع شده بودند . گفتگوى آنها به گوش عمرو رسيد كه چنين مىگفتند : عرب ژندهپوش كه حتى نزد خود آنها پست و زبون هستند چگونه بر مانند مردمى ( توانا و گرامى ) مسلط شده و ما بفرمان آنها گردن نهادهايم . عمرو ترسيد كه قبطيان اعراب را خوار و ناتوان بدانند و طمع كنند كه بر آنها چيره شوند فرمان داد كه چند شتر نر و ماده سر بريدند و با آب و نمك پختند . فرماندهان سپاه را احضار كرد و فرمان داد كه اتباع خود را دعوت كنند . همه لشگريان حاضر شدند .
آنها بتناول طعام پخته دعوت نمود . اعراب نشستند و با نهايت حرص و ولع و چابكى طعام را بلع كردند . اعراب سلاح خود را دور انداخته فقط با عبا و ردا براى خوردن هجوم برده بودند . آن وضع و خلع سلاح بيشتر قبطيان
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 415
مساهمون: ابن الأثير
ص٤١٥