تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
هنگام سپاهى از قبطيان و روميان ميان اسكندريه و فسطاط ( شهر جديد الاحداث عرب ) گرد آمده بود . آن سپاه مختلط رومى و مصرى تصميم گرفته بود كه خود قبل از اينكه عمرو بجنگ مبادرت كند نبرد را آغاز كند تا مانع حمله عمرو باسكندريه شود . عمرو لشگر كشيد و جنگ واقع و سپاه دشمن منهزم گرديد . بسيارى از آنها كشته شدند و كشتار عظيمى رخ داد عمرو لشگر كشيد تا باسكندريه رسيد . مردم شهر را آماده جنگ و دفاع ديد مقوقس نزد عمرو فرستاد كه جنگ را متاركه كند و مدتى بتأخير اندازد . عمرو نپذيرفت و گفت : ما با پادشاه بزرگ شما كه هرقل ( هراكليوس ) باشد مقابله كرديم و هر چه واقع شد بر شما معلوم گرديد . مقوقس باتباع خود گفت ، راست مىگويد و ما بايد اطاعت كنيم . اتباع او سخت خشمگين شده با سخن درشت به او پاسخ دادند و آماده دفاع و ستيز شدند . مسلمين هم مدت سه ماه آنها را محاصره و نبرد كردند بعد از آن مدت عمرو شهر را با جنگ گشود و مردم را تحت حمايت و عهد و ذمه اسلام درآورد . هر چه در شهر بود ربود . گفته شده مقوقس با پرداخت دوازده هزار دينار صلح را برقرار نمود . به اين شرط ، هر كه بخواهد از شهر مهاجرت كند آزاد باشد و هر كه بخواهد بماند در ذمه باشد . عمرو در آن شهر پادگانى مستقر نمود و چون از فتح مصر آسوده شدند نوبه را قصد نمودند ( افريقا ) ولى مسلمين از آن سرزمين با زيان برگشتند و بسيارى از آنها زخم برداشته يا چشم را از دست داده بودند زيرا مردم نوبه تيرانداز ماهرى بودند بدين سبب آنها را چشم ربا ناميدند . چون در زمان خلافت عثمان عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح بامارت مصر منصوب شد با اهل نوبه صلح كرد به شرط اينكه يك عده از مردم را ( بنده وار ) تقديم و عوض آنها لباس و طعام دريافت كنند . عثمان خليفه هم آن صلح را پذيرفت و امضا نمود . بعد از او امراء و خلفاء هم صلح را به حال خود برقرار داشتند . گفته شده ، چون مسلمين با اسراء مصر به محل « بلهيت » رسيدند و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 417 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت