تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١

بيان صلح هرمزان و اهل شوشتر با مسلمين

در همان سال شهر شوشتر گشوده شد . گفته شده در سنه شانزده يا نوزده بود چون هرمزان در جنگ سوق الاهواز از ميدان گريخت و مسلمين آن را گشودند حرقوص ( فرمانده ) جزء ابن معاويه را بدنبال او روانه كرد تا بموجب دستور و فرمان عمر وارد شهر سوق الاهواز گرديد : او جنگ كنان گريختگان را پى مىكرد تا بقريه « شعر » رسيد ولى نتوانست هرمزان را بيابد يا بنبرد او پايان دهد . جزء ( فرمانده مهاجمين ) سوى شهر دورق ( دورك ) كه شهر سرق ( بتشديد يكى از شهرهاى اهواز ) باشد روانه آن را يكسره گرفت ( گشود ) . كسانى كه تن بفرار داده بودند براى تسليم و پرداخت جزيه دعوت نمود و آنها اجابت و اطاعت كرده قرار گرفتند . بعمر و عتبه ( فرمانده كل ) هم خبر فتح را نوشت . عمر دستور داد كه او در همان شهرى كه گشوده شده بماند . حرقوص هم در اهواز ماند و بلاد را آباد كرد . جويها بريد و كشيد و روان كرد . زمينهاى باير و خشك را خرم نمود در آن هنگام هرمزان باز پيشنهاد صلح داد عمر هم پذيرفت به شرط اينكه هر چه مسلمين فتح كرده در دست آنها بماند . صلح انجام گرفت و هرمزان به حال خود باقى ماند ولى مسلمين سخت مراقب بودند مبادا او با كردهاى مجاور رابطه يابد و از آنها يارى بخواهد يا نزد آنها برود . حرقوص هم در كوه مشرف بر اهواز اقامت گزيد ( كه سنگر باشد ) چون