بمصر رفتند . چون مسلمين مصر را گشودند او را كشتند .
گفته شده او كشته نشد بلكه بروم رفت و او بعد از آن فرمانده روميان حشمدار شده بود و با فرمانده پيشتازان مسلمان مقابله كرد . آن فرمانده از قبيله قيس بود كه ضريس نام داشت با هم مبارزه كردند . ارطبون زد و دست فرمانده قيسى را بريد و آن مرد قيسى هم او را كشت و اين شعر را درباره او گفت :
فان يكن ارطبون الروم افسدها * فان فيها به حمد اللّه منتفعا
و ان يكن ارطبون الروم قطعها * فقد تركت بها اوصاله قطعا
يعنى اگر ارطبون روم دستم را زبون و تباه كرده من با سپاس و ستايش خداوند باز از دست خويش سود خواهم برد . اگر ارطبون روم آن را بريد و پاره كرد من پيكر و اعضاء او را پاره پاره كردم .