بيان شب هرير و كشتن رستم
علت اينكه آن شب را شب هرير ناميدهاند اين است كه جنگجويان هيچ سخنى نمىگفتند ولى مانند جانوران هرهر مىكردند ( از شدت خستگى و خشم نفسزنان آن صدا را از حلقوم بيرون مىآوردند يكى از شبهاى صفين هم بعد به همين نام موسوم گرديد ) .
سعد طلحة و عمر را ( بايد عمرو با واو باشد كه عمرو بن معديكرب دلير شهير عرب و از مرتدين بود نه عمر ) در همان شب هرير باسفل لشكرگاه فرستاد كه شايد راه عبور از رود پيدا كرده دور بزند و عقب داران لشكر را غافلگير كند به آن دو مرد گفت : برويد و راه را بر دشمن بگيريد اگر ديديد دشمن سبقت كرده از رود گذشته سوى ما مىآيد مانع شويد و اگر ديديد كه متوجه محل عبور نشده همانجا پايدار بمانيد تا فرمان من برسد . چون به محلى رسيدند كه امكان عبور دارد كسى را نديدند .
طليحه بعمرو گفت : چه بهتر كه ما از همين معبر گذشته عجم را از پشت سر بزنيم . عمرو گفت : نه از راه اسفل بگذريم با هم اختلاف يافته از يك ديگر جدا شدند .
طليحه گذشت و از پشت سپاه ايران حمله كرد . سه بار هم تكبير نمود و رفت .
سپاهيان از كار او سخت بيمناك شدند و مسلمين هم از تهور او تعجب نمودند . ايرانيان