تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
سوار خود را از تن دشمن كشيد و سرنگون كرد ، شبير عرب برخاست و او را كشت و سلب و اسلحه او را ربود كه سلب او را به دوازده هزار درهم فروخت . چون سعد ديد كه باز پيلها جولان داده و لشكرها را پراكنده كرده‌اند . و كار پيلها به اندازه نخستين روز كه روز ارماث باشد رسيده و سخت شده بقعقاع و عاصم دو فرزند عمرو پيغام داد كه شما هر دو كار آن پيل ( عبارت اجرب آمده ) سفيد را بسازيد ( ابيض هم بدنبال آن آمده ) . تمام پيلها هم تابع آن پيل سپيد و مانوس هم بودند . آن پيل هم نزديك و در جنب آن دو سردار بود . او به دو مرد دلير عرب هم پيغام داد كه همان پيل را قصد كنند نام آن دو حمال و زبيل بود و باز همان دو مرد نزديك آن پيل ( پيش آهنگ ) بودند . قعقاع و عمرو ( دو برادر ) دو نيزه نرم و در عين نرمى سخت بدست گرفتند و با گروهى سوار و پياده حمله نمودند . حمال و زبيل دو دلير عرب هم از ناحيه خود چنين كردند و با عده خود حمله نمودند . چون بگروه مدافع پيلان رسيدند و با آنها آويختند و آميختند ، هر دو برادر به چپ و راست نگاه كردند و پى فرصت گشتند كه پيش بروند ناگاه پيل را در حال حمله و ستيز ديدند هر دو برادر دو نيزه خود را در دو چشم پيل فرو بردند پيل سخت خود را تكان داد و سواران بر تخت را واژگون كرد ، آنها هم همه مردان پيل سوار را كشتند . حمال و زبيل اسدى هم سر پيل ديگر كه سرگرم جنگ بود حمله نمودند حمال نيزه را به چشم پيل فرو برد ، آن پيل بر زمين نشست سپس برخاست ، زبيل هم خرطوم او را بريد . پيل‌بان هم با طبرزين بر سر و بينى زبيل زد و او مجروح شده از ميدان كنار رفت ولى پيل مجروح شده ميان دو صف متحارب سرگردان بود . هر گاه بمسلمين نزديك مىشد او را با نيزه ميزدند و اگر نزديك مشركين ميرفت او را مىراندند و سوى دشمن سوق ميدادند . آن پيل كه اجرب ناميده ميشد با چشم كور گريخت و خود را در رود عتيق
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 264 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت