تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
تا آنكه روز از نيمه گذشت . آن روز كه روز اعماس ناميده شد از آغاز تا انجام بسيار سخت بود عجم و عرب هر دو در تعب يكسان بودند . هر اتفاقى كه رخ ميداد فورا با صدا دهن بدهن و گوش به گوش بيزدگرد ابلاغ مىشد ( افراد بفاصله رسيدن صدا آماده بودند چنان كه گذشت ) يزدگرد هم پياپى مدد از مردان دلير مىفرستاد آنها هم با رسيدن مدد دلگرم مىشدند . اگر خداوند بقعقاع الهام نمىكرد كه با رسيدن مدد تظاهر و مسلمين را تقويت و تشجيع كند و اگر هاشم با عده خود نمى - رسيد حتما مسلمين شكست خورده مغلوب مىشدند . قيس بن مكشوح كه با هاشم رسيده بود با گروه خود سخت نبرد كرد و اتباع خويش را بجنگ تحريض و وادار نمود عمرو بن معديكرب هم گفت . من بفيل و مدافعين آن حمله ميكنم شما به اندازه مدت ذبح يك قربانى ( چند لحظه ) مرا يارى كنيد و تنها مگذاريد اگر شما سستى كنيد و بدنبال من نيائيد كار ابو ثور ( كنيه او ) ساخته مىشود مقصود هلاك شخص خود آنگاه مانند ابو ثور مردى براى خود نخواهيد يافت . اگر به من برسيد خواهيد ديد كه من چگونه با شمشير آخته كار آنها را بسازم . آنگاه حمله كرد و آنها را با شمشير نواخت ، گرد و غبار برخاسته او را پوشانيد ديگر ديده نمىشد . اسب او را با نيزه كشتند ، او بر زمين افتاد به او احاطه و هجوم نمودند ، او با شمشير بهر طرف مىزد و از خود دفاع مىكرد ، تاب نياورده بر زمين افتاد ناگاه سوارى به او نزديك شد ، او پاى سوار را گرفت و كشيد ، سوار را از اسب انداخت و خود بر اسب او سوار شد و نجات يافت . يكى از ايرانيان بميدان آمده مبارز خواست يكى از مسلمين بنام شبر بن علقمه بمبارزه او شتاب كرد . سوار ايرانى براى نبرد تن بتن از اسب پياده شد شبر ( عرب ) حقير و كوتاه قد بود . پهلوان ايرانى او را گرفت و بر زمين انداخت و بر سينه او نشست كه سر او را از تن جدا كند رسن اسب را بكمر خويش بسته بود چون بر سينه او نشست و شمشير خود را كشيد كه سر او را ببرد اسب رم كرده
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 263 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت