بيان روز عماس - روز سيم جنگ
روز سيم متحاربين باز صفوف خود را آراستند . در ميدان و ميان طرفين هم دو هزار مقتول و مجروح از مسلمين و ده هزار تن از مشركين افتاده بودند . مسلمين كشتگان خود را از ميدان بيرون كشيده بگورستان بردند . مجروحين را هم بزنان سپرده كه علاج و پرستارى كنند . زنان و كودكان هم گور مىكندند . حاجب بن زيد هم مراقبت دفن شهداء را به عهده داشت . اما مقتولين و مجروحين دشمن كه در ميدان باقى ماندند و اين سستى و عدم توجه باعث تقويت مسلمين گرديد . ( كه ايرانيان از روى ضعف و بىباكى نتوانستند افتادگان خود را بردارند ) .
قعقاع هم آن شب چنين ميكرد كه : اتباع خود را دسته دسته شبانه و بدون اطلاع كسى به محل سابق مرحله اخير از شام برگردانيده دوباره وارد ميدان مىكرد قبل از اينكه مدد تازه وارد شده . به آنها گفته بود هنگام طلوع آفتاب مانند ديروز صد صد بيائيد . اگر هاشم ( فرمانده كل جنگجويان وارد از شام ) رسيد چه بهتر و گر نه باز همان وضع را تجديد كنيد تا مدد حقيقى برسد . آنها هم فرمان و دستور او را به كار بردند و هيچكس بر آن وضع و تدبير آگاه نشد . مردم باز روز سيم جاى خود را گرفتند ، با يك ديگر مىگفتند : مدد پياپى مىرسد . عاصم بن عمرو هم مانند قعقاع