كرد كه اتباع خود را دسته دسته مىفرستاد و دوباره وارد مىكرد كه تصور مىشد مدد تازه نفس آمده . اتباع عاصم هم از ناحيه خفان ( محل نزديك كوفه ) رسيدند و فورا آماده جنگ شدند . صفوف خود را آراستند و با نيزه و شمشير بنبرد پرداختند آخرين دسته مدد ساخته و ظاهرى قعقاع كه رسيد نخستين دسته مدد حقيقى هاشم بدان پيوست به او اطلاع دادند كه قعقاع براى تقويت روح جنگجويان چاره مدد سازى را انديشيد او هم مانند قعقاع كرد . اتباع خود را دسته دسته آراست و فرستاد .
هر دسته هفتاد سوار بودند . ميان سپاهيان او قيس بن هبيره بن عبد يغوث مشهور بقيس مكشوح مرادى بود . او جنگ يرموك را ( در شام ) نديده بود ولى او را با هاشم فرستاد بودند چون بقلب مسلمين پيوست اللّه اكبر گفت و مسلمين هم همه تكبير نمودند .
مسلمين در جاى خود پايدار بودند ، هاشم گفت : نخستين مرحله جنگ حمله و تاختن است ( نه استوار بودن ) . بعد از تاخت و تاز تيراندازى تيراندازان ماهر است . اين را گفت و خود حمله نمود او ( با دسته خود ) توانست ميان مشركين شكافى ايجاد كند آنگاه در آن شكاف داخل شد تا برود عتيق رسيد و باز برگشت . مشركين هم شب را بترميم تخت پيلها گذرانيده و صبح تختها را بر پيلها بسته وارد ميدان شدند ، پيادگان آنها هم هر گروهى بيك پيل احاطه كرده آن را محافظت و حمايت مىكردند مبادا مهاجمين بند تختها را پاره و آنها را سرنگون كنند . با آن دستهها هم سوارانى بودند كه همه را حمايت و از آنها دفاع مىكردند .
هر گروهى را از دشمن روانه مىكردند پيل را بدان سوق داده خود بدنبال آن هجوم و اسبها را با همان پيل مرعوب مىكردند ولى اسبها آموخته شده ديگر از پيل هراسى نداشتند زيرا پيل اگر تنها باشد وحشت آور مىشود ولى چون مردم به او احاطه مىكردند ديگر وحشتى براى اسبها نمىماند معلوم است كه چون مردم با پيل مأنوس شده بودند ترس و وحشت اسبها زايل مىشد . آن روز جنگ چنين بود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٦٢