روز ارماث نخستين روز جنگ
پس از اينكه پارسيان از رود عتيق گذشتند رستم بر تخت خود نشست و بر سر او چتر گرفتند .
روز اول جنگ را روز ارماث ميخوانند ( علماء لغت در اين لفظ مختلف هستند و محقق نشده كه اسم محل است يا چيز ديگر باشد .
رستم در قلب سپاه هيجده پيل قرار داد كه بر آنها تختها بسته و بر هر تختى عدهء جنگجو سوار بودند .
در دو جناح هم يكى هشت و ديگر هفت پيل قرار داد ( جمعا سى و سه ) جالينوس ( سردار ) را ميان خود و ميمنه قرار داد . فيروزان را هم ميان خود و ميسره وا داشت قنطره هم ميان دو خيل متحارب بود . يزدگرد هم ميان خود و رستم عده را بفاصله معين قرار داد كه با صداى خود به يكديگر خبر بدهند كه نخستين مخبر دم ايوان و آخرين مخبر نزد رستم بودند ( به اين معنى مخبرين و گويندگان بفاصله كه صدا به خوبى برسد ايستاده هر واقعه كه رخ مىداد دهان به دهان به يكديگر مىرسانيدند تا با سرعت خبر يا فرمان بذى علاقه برسد ) هر كارى كه رستم مىكرد شخص نزديك او به ديگرى مىرسانيد و او به ديگرى كه چنين و چنان است تا خبر باسرع اوقات بيزدگرد