تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
تعبير آورده شود . و از بعضى نقل كرده : « ما تغنّيت و لا تمنّيت منذ أسلمت » از آنوقت كه اسلام آوردم نه آواز خوانده‌ام و نه دروغ گفته‌ام . * ( وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِه فَيَنْسَخُ الله ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ الله آياتِه وَالله عَلِيمٌ حَكِيمٌ لِيَجْعَلَ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ فِتْنَةً لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ ) * . . . * ( وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّه الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِه . . . ) * حج : 52 - 54 . مراد از ظاهر آيات با ذهن خالى و غير مشوب آنست كه هر نبى و رسول كه ميخواهد برنامهء خدا پرستى و حكومت عدل پياده كند شيطان با اغواء گمراهان ، جنگى و آشوبى و اختلافى در مقابل نقشه هاى او القاء و برپا مىكند ( و در نتيجه تزلزلى در عملى شدن نقش پيغمبر پديد مىشود ) آنگاه خدا با امداد پيامبرش آن آشفتگى را از بين ميبرد و هدف پيغمبر را بر كرسى مىنشاند نتيجهء اين امر دو چيز است يكى اينكه مريض القلبها امتحان ميشوند و با برپا شدن آشوب به اين در و آن در ميزنند ، ديگرى اينكه چون فتنه فرو نشست دانايان ميدانند كه دين پيغمبر حق و خدا پشتيبان او است . على هذا مراد از « أمنيّة » در آيه آرزوى خارجى پيغمبر است كه همان عملى كردن نقشه هاى توحيد باشد ، اين مطلب از مطالعهء حالات حضرت رسول و موسى و غيرهم عليهم السلام روشن و هويدا است . روايت شده كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله در مجمع قريش سورهء و النجم را ميخواند چون بآيهء : * ( وَمَناةَ الثَّالِثَةَ الأُخْرى ) * رسيد شيطان به زبانش اين دو جمله را انداخت : « تلك الغرانيق العلى و انّ شفاعتهنّ لترتجى » يعنى : اينها اصنام و الا مقام هستند و شفاعتشان پيش خدا مورد اميد است ، مشركان از اين سخن شاد شدند و ديدند كه آنحضرت معبوداتشان را بنيكى ياد كرد .