آنها مأمور فرمود آنها ابتدا پيش ابراهيم عليه السّلام آمده و جريان را باستحضار وى رساندند . ابراهيم با آنها بمجادله پرداخت باميد آنكه منصرفشان كند و گفت : لوط در ميان آنهاست ، ملائكه گفتند ميدانيم ، لوط و خانواده اش را خارج خواهيم ساخت مگر زنش را كه از ماندگان است ( عنكبوت : 31 - 34 ) ( هود :
74 ) . بالاخره خطاب آمد * ( يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّه قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ) * هود :
76 .
آنگاه فرشتگان بمحلّ لوط عليه السّلام آمدند لوط از دين آنها ( كه نميدانست فرشتهاند ) غمگين شد و گفت امروز روز سختى است ( كه ميترسيد قومش به ميهمانان نظر سوئى داشته باشند ) قوم چون از ماجراى ميهمانان با خبر شدند بخانهء لوط رو كردند ( تا مگر جوانان را از دست لوط گرفته و عمل منافى عفت بجا آورند ) لوط چون هجوم آنها را مشاهده كرد گفت :
اى قوم اينك دختران من كه تزويج آنها بر شما حلال است آنها را تزويج كنيد از خدا بترسيد مرا در بارهء ميهمانانم رسوا نكنيد ، آيا مرد كاملى در ميان شما نيست ؟ ! گفتند : ميدانى كه حقى در دختران تو نداريم و مراد ما را از اين هجوم ميدانى ، فرمود : ايكاش در مقابل شما نيروئى داشتم و يا بعشيره و خانوادهاى تكيه ميكردم .
در اين هنگام فرشتگان بسخن در آمده و گفتند : اى لوط ما فرستادگان پروردگار تو هستيم اينها هرگز به تو نرسند در پاسى از شب خود با خانواده ات بجز زنت كه عذاب او را خواهد گرفت از اينجا برويد و كسى به پشت سر نگاه نكند هنگام صبح عذاب اينها را فرا خواهد گرفت لوط و دخترانش از آنجا خارج شدند و تا وقت صبح از محيط عذاب گذشتند ، موقع صبح انتقام خدائى شروع گرديد ، و ديار آنها زير رو شد و سنگهائى بر آنها باريدن گرفت * ( فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا ) *
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 218
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢١٨