تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
به طول ده ذراع ، بقولى از زبر جد سبز و ياقوت سرخ ، بقولى دو لوح بودند ، زجّاج گفته به دو لوح در لغت الواح گفته مىشود . هيچ يك از اين اقوال را اعتبارى نيست و از « كتبنا » مىشود فهميد كه الواح از آسمان نازل شده‌اند . و اللَّه العالم . * ( وَما أَدْراكَ ما سَقَرُ . لا تُبْقِي وَلا تَذَرُ . ) * * ( لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ ) * مدّثّر : 27 - 29 . تلويح بمعنى تغيير است « لوّحه الحرّ : غيّره » بشر جمع بشره بمعنى پوست بدن است يعنى چه ميدانى سقر چيست ؟ نه ميگذارد و نه دست ميكشد تغيير دهندهء پوستهاى بدن است . لوح محفوظ * ( بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ . فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ) * بروج : 21 و 22 . لوح محفوظ كه ظرف قرآن است عبارت اخراى كتاب مكنون و امّ الكتاب است كه در « امّ » ذيل آيهء * ( وَإِنَّه فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ ) * زخرف : 4 در بارهء آن صحبت كرده‌ايم .
لوذ : * ( قَدْ يَعْلَمُ الله الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً ) * نور : 63 . لواذ به شىء ، پناه بردن به آن و مخفى شدن بوسيلهء آن است « لاذ الرّجل بالجبل لواذا و لياذا : استتر به و التجأ » ( اقرب ) تسلَّل خارج شدن است بطور پنهانى ، موقعى كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مردم را بكارى دعوت ميكردند بعضىها در پشت سر بعضى بطور پنهانى از مسجد خارج ميشدند « لواذ » مصدر بمعنى فاعل است يعنى خدا داناست به آنكه در پناه يكديگر پنهانى خارج ميشوند اين كلمه فقط يك بار در قرآن آمده است .
لوط : عليه السّلام . نام مباركش 27 بار در قرآن مجيد ذكر شده است تورات فعلى نيز حال او را نقل كرده ولى بآنحضرت اهانت نموده است چنان كه در « تورات » گذشت . او پيامبرى صاحب فضيلت بود * ( وَإِسْماعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطاً وَكلاًّ فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمِينَ ) * انعام : 86 . خداوند بوى علم و حكمت عنايت كرده بود * ( وَلُوطاً آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً ) *
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 215 | سيد علي اكبر قرشي