* ( النَّاسَ إِلْحافاً ) * بقره : 273 . الحاف بمعنى اصرار و الحاح در سؤال است « الحف السّائل : الحّ » راغب گفته :
اصل آن از لحاف و بطور استعاره گفتهاند « الحف شاربه » يعنى در چيدن و زدن شاربش افراط ورزيد . معنى آيه : آنها را از علامتشان و قيافهء شان ميشناسى از مردم چيزى باصرار نميخواهند . اين كلمه تنها يك بار در قرآن آمده است .
لحق :
لحق و لحاق بمعنى ادراك و رسيدن است « لحقه و لحق به لحقا و لحاقا : ادركه » لحوق بمعنى ملازمت و لحاق بمعنى ادراك مناسب است ، الحاق لازم و متعدّى هر دو آمده است .
* ( وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * جمعه : 3 . و ديگران را از آنها كه هنوز به آنها لا حق نشدهاند ، اوست توانا حكيم .
* ( تَوَفَّنِي مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ) * يوسف : 101 . الحاق در اينجا متعدّى است * ( قُلْ أَرُونِيَ الَّذِينَ أَلْحَقْتُمْ بِه شُرَكاءَ كَلَّا . . . ) * سباء : 27 . « شركاء » حال است از مفعول محذوف « الحقتم » يعنى : به من نشان دهيد آنانرا كه به وصف شريك ، به خدا چسبانديد نه چنين نيست .
لحم :
گوشت . * ( وَمِنْ كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْماً طَرِيًّا ) * فاطر : 12 . و از هر دو گوشت تازه ميخوريد . جمع آن لحوم است * ( لَنْ يَنالَ الله لُحُومُها وَلا دِماؤُها ) * حجّ : 37 . و نيز لحام و لحمان آمده ولى در قرآن يافته نيست . از جملهء گوشتهاى حرام در قرآن گوشت خوك است * ( إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ . . . ) * نحل : 115 .
* ( وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيه مَيْتاً . . . ) * حجرات : 12 . در اين آيه روشن شده كه غيبت به حكم خوردن گوشت مردهء برادر است ، تشبيه بمرده ظاهرا از جهت غياب طرف و تشبيه به خوردن گوشت مردهء برادر است ، تشبيه بمرده ظاهرا از جهت غياب طرف و تشبيه به خوردن گوشتش به نظر ميايد براى آنست كه احترام مغتاب و مورد اطمينان بودنش را از بين مىبرد گوئى گوشت او را خورده و فقط استخوان را از او باقى گذاشته است .