ميل است زيرا پناه برنده به آن ميل مىكند * ( قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ الله أَحَدٌ وَلَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِه مُلْتَحَداً ) * جنّ :
22 . بگو كسى از خدا به من پناه نميدهد و جزا و پناهگاهى نتوانم يافت . * ( وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِه مُلْتَحَداً ) * كهف : 27 .
* ( وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ ، لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْه أَعْجَمِيٌّ وَهذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ ) * نحل :
103 .
نقل شده در مكَّه غلامى بود نصرانى از اهل روم بنام بلعام كه ميگفتند قرآن از جانب خدا نيست بلكه بلعام بآنحضرت تعليم ميدهد بقول ضحّاك ميگفتند : سلمان فارسى قصص قرآن را به او مياموزد بقول ديگر بنى حضرمى غلامى داشتند بنام يعيش يا عائش كه اسلام آورد و بقولى دو نفر غلام بودند نصرانى از اهل عين التمر بنام يسار و خير كه كتابى داشتند و به زبان خود ميخواندند . ( مجمع ) .
بهر حال از آيه فهميده مىشود كه كفّار شخص معيّنى را در نضر گرفته و در پى بهانه جوئى ميگفتند : قرآن را او تعليم ميدهد و از جانب خدا نيست و خدا در جواب ميگويد : زبان آنكه به او ميل ميكنند و قرآن را به او نسبت ميدهند عجمى و غير فصيح ولى اين قرآن عربى روشن است . يعنى :
ميدانيم كه ميگويند : قرآن را بشر به او مياموزد ولى زبان كسى كه . . .
بقيّهء جواب در آيات بعدى است .
* ( وَمَنْ يُرِدْ فِيه بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْه مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ ) * حجّ : 25 . مفعول « يرد » محذوف است . در جوامع الجامع و كشّاف گفته * ( « بِإِلْحادٍ - بِظُلْمٍ » ) * دو حال مترادفاند يعنى : هر كس در آن ( مسجد الحرام ) قصدى از روى انحراف و ستم كند او را از عذاب دردناك مىچشانيم .
بعيد نيست كه باء در * ( « بِإِلْحادٍ » ) * زائد و براى تأكيد و در * ( « بِظُلْمٍ » ) * براى ملابست و الحاد مفعول « يرد » و تقدير « يرد الحادا بظلم » باشد يعنى هر كه در آن ميلى ظالمانه اراده كند . . .
لحف :
* ( تَعْرِفُهُمْ بِسِيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ ) *