تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
* ( وَلا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ الله فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ . يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ ) * توبه : 34 و 35 . از اين دو آيه چند مطلب بدست ميايد : 1 - ذخيره كردن مال حرام است و ظاهرا اختصاصى به طلا و نقره ندارد تكيه بذهب و فضّه به علت پول رائج بودن آن دو در عصر نزول قرآن است پس نميشود مال را اندوخت و بى - مصرف گذاشت . 2 - بايد مال را در سبيل اللَّه خرج كرد ، سبيل اللَّه هر كارى است كه نفع عموم در آن باشد از قبيل جهاد ، ترويج دين ، امر بمعروف ، ساختن پلها ، راهها ، بيمارستانها و . . . مؤمن واقعى و انسان كامل آنست كه مازاد خويش را با ايمانى پر شور و عشق فراوان در راه تأمين عموم كه همان سبيل اللَّه است مصرف كند تا همه از مواهب خدا بسعادت رسند . 3 - ركود و تجمّع سرمايه در اسلام ممنوع است و بايد در راههاى مشروع آن را بجريان انداخت تا مانند رودخانهء بزرگى باشد كه به جويهاى كوچك منقسم شده و مزارع بيشمارى را آبيارى مىنمايد نه اينكه در پس سدّى عظيم رويهم انباشته و بىمصرف بماند . 4 - مأمور باجراء اين دستور در مرحلهء اول خود مردماند و در صورت تخلف حاكم شرع ميتواند رأسا در آن اقدام نمايد تا مردم را از بدبختى و گنج داران را از عذاب و تبهكارى برهاند . 5 - اين حكم بدان معنى نيست كه اسلام مالكيت فردى را لغو مىكند بلكه با حفظ اصل مالكيّت فردى از تجمّع جلوگيرى كرده و جامعه را بتعديل سوق ميدهد . مالى كه براى تأمين زندگى مردم آفريده شده تجمّع و بيهوده ماندن آن بر خلاف غرض خدائى است . 6 - از آيه همينقدر استفاده مىشود :