نقل كرده در دو حديث كلمات نظير آيهء اعراف است و چهارم از على عليه السّلام است كه فرمود : كلماتيكه آدم از خدا اخذ كرد گفت : « يا ربّ اسئلك بحقّ محمّد لمّا تبت علىّ » خدا فرمود :
محمد را از كجا دانستى ؟ گفت : او را آنگاه كه در جنّت بودم در سراپردهء اعظم تو نوشته ديدم .
در مجمع نقل شده : آدم ديد در عرش اسمائى معظَّم و مكرّم نوشته شده است از آن نامها پرسيد گفته شد :
اينها نامهاى كسانى است كه بهترين خلق در نزد خدااند ، نامها عبارت بودند از : محمد ، على ، فاطمه ، حسن و حسين ، آدم با آنها به خدا متوسّل شد تا خدا توبهء او را پذيرفت .
ناگفته نماند : مانعى نيست كه آدم نامهاى مقدس پنج تن عليهم السلام را با كلمات آيهء فوق به زبان آورده باشد .
2 - موجودات . * ( قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنا بِمِثْلِه مَدَداً ) * كهف : 109 . آيهء زير از اين آيه روشنتر است * ( وَلَوْ أَنَّ ما فِي الأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّه مِنْ بَعْدِه سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ الله إِنَّ الله عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) * لقمان : 27 .
آنچه به نظر ميايد اين است كه مراد از « كلمات » در هر دو آيه موجودات و مخلوقات خداست ، هر فرد فرد موجود اثرى از خداست ، مركَّب بودن دريا براى نوشتن شمارش آنها اشاره است باينكه بشر از تعداد و شمارش مخلوقات خداوند عاجز است چنان كه از شمارش نعمتهاى خدا ، * ( وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ الله لا تُحْصُوها ) * ابراهيم : 34 . ولى بىنهايت بودن مخلوقات را نميرساند ، شايد اطلاق كلمه بمخلوق از آنجهت باشد كه مخلوقات دلالت بر وجود خدا دارند مثل دلالت كلمه بر معنايش .
قطع نظر از موجودات منظومهء شمسى براى نمونه كافى است بدانيم كه كهكشان ما همان راه شيرى در آسمان محتوى صد ميليارد ستاره است و در ميدان نفوذ تلسكوب پنج
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص١٤٤