تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
كلمه بمعنى وعده است النهايه بعضى در وعدهء عذاب و بعضى در وعدهء رحمت و بعضى در وعدهء مهلت مثل * ( أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْه كَلِمَةُ الْعَذابِ . . . ) * زمر : 19 . كه صريح در وعدهء عذاب است . در آيهء * ( وَلَوْ لا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ) * شورى : 21 . ظاهرا مراد وعدهء تأخير عذاب است . * ( وَجَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِه لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ) * زخرف : 28 . در ما قبل اين آيه قول ابراهيم عليه السّلام ذكر شده كه به بتپرستان فرمود : * ( إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ) * ظاهر آنست كه « هاء » در « جعلها » راجع به برائت است و برائت از بتها عبارت اخراى توحيد مىباشد يعنى : خدا برائت از شرك را در فرزندان ابراهيم هميشگى فرمود تا آنها بتوحيد برگردند . * ( فَأَنْزَلَ الله سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى وَكانُوا أَحَقَّ بِها وَأَهْلَها . . . ) * فتح : 26 . جمهور مفسّران آن را كلمهء توحيد و بعضى سكينه گفته‌اند ، الميزان بعيد نميداند روح ايمان باشد كه بتقوى امر مىكند . بعيد نيست كه بگوئيم « التقوى » بيان كلمة است و اطلاق كلمه بر آن بدين لحاظ است كه تقوى اثرى است در قلب يعنى : خدا آرامش خويش را بر رسول و مؤمنان نازل فرمود و تقوى را ملازم آنها كرد آنها بتقوى لايق و اهل آن بودند . كلمات در قرآن كلمات نيز مانند كلمه در قرآن كريم مصادقى دارد : 1 - جمع كلمه و الفاظ * ( فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلِماتٍ فَتابَ عَلَيْه إِنَّه هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) * بقره : 37 . كلماتيكه آدم و زنش از خدا اخذ كرده و خدا را با آنها خواندند و خدا توبه شان را قبول كرد ظاهرا همان است كه در آيهء 23 اعراف آمده * ( قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ) * . عياشى چهار حديث در اين باره