تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
نهاده شده . يك ظرف قرعه كشى عقل است كه اگر اختلافى در كارهاى عقلى پيش آيد آن قرعه را به كار مىبردند به اين معنى هر كه بايد بموجب عقل حكم كند يا راى بدهد قرعه‌هاى ديگر را مىانداخت كه پاسخ آرى يا نه از آنها ظاهر مىشد و بدان عمل مىكردند . از ميان آلات قرعه يكى را بر ميداشتند كه اگر آرى آمد بدان عمل مىكردند و اگر نه از آن پرهيز مىنمودند . در يكى از آلات قرعه اين اشاره گذاشته شده « از شماست » ( براى تعيين نسب كسى كه منكر نسب او مىشدند - م ) بر ديگرى « ملصق » پيوسته نوشته شده بر ديگرى نيز « از ديگران » نقش شده - بر يكى نام آب هم نگاشته شده براى كسى كه بخواهد چاهى حفر كند يا آب استخراج نمايد . بنا بر اين چندين آلت قرعه داشتند كه بر هر يكى يك امر و يك نهى يا يك دستور نوشته شده ( مانند خوب و بد در استخاره يا تفأل - م ) مردم اگر ميخواستند پسرى را ختنه كنند يا زنى يا كنيزى را جفت خود نمايند يا مرده را به خاك بسپارند يا در نسبت شخصى شك داشته باشند نزد هبل رفته صد درهم با يك شتر بمتولى قرعه داده قرعه‌ها را به كار انداخته فال را بانها مىگويد آنها هم شخصى را كه مورد اختلاف يا در نظر گرفته شده را در پيشگاه بت برده چنين مىگفتند - اى خداوند ما اين فلان بن فلان است درباره او چنين و چنان است تو خود حق را بنما سپس بمتولى قرعه مىگفتند : قرعه را معلوم كن . اگر قرعه « از شما » آمد آن شخص شريف و از خود آنها محسوب مىشد . و اگر غير از شما مىآمد او را يار مىدانستند و اگر « ملصق » كه پيوسته باشد او را يار يا منتسب به خود مىدانستند و اگر قرعه يا نوشته آرى در آمد او را از خود داشته داخل نسب مىنمودند و اگر نه در آمد باز يك سال صبر مىكردند و قرعه را به همان نحو كه ذكر شد تجديد مىكردند . عبد المطلب با فرزندان خود نزد متولى قرعه رفتند گفت : قرعه را بنام
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 6 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت