به تو داد . سپس دوزخ را به من نشان داد زنجيرهاى آتشين و مارها و عقربها و آلات شكنجه را در آن ديدم . سپس مرا از آن ناحيه سوى موسى برد . موسى از من پرسيد . خداوند بر تو و بر امت تو چه فريضه مقرر داشته ؟ گفتم : پنجاه بار نماز . گفت : من بنى اسرائيل را قبل از تو آزمودم و سخت امتحان نمودم و كمتر از اين نماز از آنها خواستم كه زير بار نرفتند . برگرد نزد خداى خود و تخفيف بخواه ، برگشتم و تخفيف خواستم كه ده نماز از آن فريضه كاست ، برگشتم نزد موسى و ماجرى را خبر دادم . گفت :
برگرد و باز تخفيف و گذشت بخواه . باز برگشتم و باز ده نماز تخفيف داد . بدين حال ما بين خدا و موسى رفت و آمد نمودم تا آنكه نماز را پنج نوبت واجب نمود . باز موسى گفت : برگرد و تخفيف بخواه گفتم : من از خداى خود شرمندهام هرگز ديگر بر نمىگردم و تخفيف نمىخواهم . ندا آمد كه من بر تو و امت تو پنجاه نماز واجب نمودهام و اين پنج نماز بمنزله همان پنجاه نماز است و من آنچه را كه مقرر مىكنم نسخ نخواهم كرد هم امر خود را اجرا و هم بار بندگان خود را سبك نمودم .
سپس من و جبرئيل بخوابگاه خود فرود آمديم . تمام آن كارها در يك شب انجام گرفت ( موضوع يا حديث يا مسئله معراج يكى از بزرگترين مباحث علماء اسلام است كه اختلاف در صورت و روايت معراج بسيار شديد مىباشد بعضى آن را جسمانى و جمعى روحانى و قومى رؤيا مىدانند . ما با اينكه تمام آن را با هر وضعى كه داشت حرف به حرف ترجمه كرده و امانت ترجمه و روايت را حفظ نمودهايم ناگزير بتناقض روايت و اختلاف موضوع اشاره مىكنيم . اولا تكرار مكررات و سؤال دربانان آسمان كه آيا محمد بعثت شده كه تماما يك نواخت است ضرورت ندارد . ثانيا وجود براق چموشى كه در آغاز كار از سوارى پيغمبر خوددارى مىكرد لازم نبود زيرا آخر الامر مركب پيغمبر بال جبرئيل بوده ثالثا انتخاب بعضى پيغمبران و بودن آنان در
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 56
مساهمون: ابن الأثير
ص٥٦