تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
آنجا بدون سايرين موجب حيرت است . رابعا بودن بنى اسرائيل در آسمان نزد هارون در صورتى كه دخول براى غير انبياء ممنوع است و اغلب بنى اسرائيل گوساله‌پرست بوده كه استحقاق حيات در زمين هم ندارند باعث تعجب است كه مثلا براى دخول پيغمبران همه تحقيقات پيش آيد ولى بنى اسرائيل قبل از آن حضرت در آسمان كرد هارون تجمع كرده و بالاخره درخت سدر و پرده و وصول به حضرت نور و با تمام اين مشكلات عينا ترجمه شده آنچه روايت شده حضرت پيغمبر فرمود وقتى عروج كردم يك كوزه آب افتاد و آب آن ريخت و وقتى معراج پايان يافت هنوز آب آن كوزه در حال ريختن و جريان بود مراد كمى وقت بوده و نيز اين روايت شده كه وقتى عروج كردم كسى حلقه در را برداشت كه بكوبد هنوز آن حلقه نواخته نشده بود كه بر گشتم كه شايد از عشر ثانيه هم كمتر بود پس مسلما آن معراج در عالم رؤيا بود حتى اگر يك شب هم باشد با اينكه آن همه عوالم را سير فرموده باز رؤيا بود و ما زايد مىدانيم كه در اين موضوع كه از اول اسلام تا كنون در آن بحث شده اظهار عقيده كنيم و هوش محققين به اشاره و توضيح ما احتياج ندارد . م ) چون به مكه برگشت ( مقصود از معراج ) دانست كه مردم او را تصديق نخواهند كرد . در مسجد غمناك نشست . ابو جهل بر آن حضرت گذشت و بطور استهزاء پرسيد آيا در شب گذشته چيزى بدست آوردى . فرمود : آرى ، ديشب به طرف بيت المقدس سير نمودم . ( ابو جهل ) گفت : با اينكه ديشب بدانجا سفر نمودى امروز ميان ما هستى فرمود آرى . او ( ابو جهل ) ترسيد اگر بدون تأكيد آن خبر را منتشر كند پيغمبر او را تكذيب نمايد پس پرسيد : آيا حاضر هستى كه قوم خود را از اين مسافرت ( معراج ) آگاه كنى ؟ فرمود : بلى . آنگاه ابو جهل فرياد زد : اى گروه بنى كعب بن لوى بياييد ، ( بشتابيد ) چون جمع شدند سخن ( معراج ) پيغمبر را براى آنها نقل كرد ( با تعجب و استهزاء و تكذيب ) . مردم چند گروه شدند ، بعضى تصديق كردند و جمعى تكذيب و گروهى دست مىزدند و برخى دست خود را