فرمود كه فرمانده آن لشكر اسامه بن زيد غلام پيغمبر بود ( غلام و خانه زاد و فرزند ربيب پسر خوانده آن حضرت بود كه پدر او را از بندگى آزاد فرمود ) .
امر فرموده بود كه سواران ( لشكر ) را تا مرز بلقاء و داروم در فلسطين ببرد و آن سرزمين را با سم ستوران پامال كند . منافقين در فرماندهى او كه جوان كم سال بود سخنها ( سرزنشها ) گفتند كه چگونه يك تازه جوان خردسال را بر لشكرى امير كرده كه مهاجرين و انصار در آن باشند . رسول اللّه فرمود : اگر درباره او طعنه و سرزنش كنيد قبل از اين هم درباره امارت پدر او طعنه و اعتراض ميكرديد او شايسته فرماندهى است و پدر او هم لايق امارت بوده مهاجرين نخستين ( طبقه اولى ) را با او همراه فرمود كه ابو بكر و عمر از آنها بودند حال چنين بود كه ناگاه بيمارى پيغمبر آغاز گرديد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 394
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٩٤