بيان سلاح پيغمبر
او ( حضرت او ) ذو الفقار را داشت كه در جنگ بدر بغنيمت برده بود و صاحب اصلى آن منبه بن حجاج بوده گفته شده مال ديگرى بوده ( نه منبه ) . از بنى قينقاع هم سه شمشير بغنيمت برده بود . نام آنها - قلعى و بتار و حتف بود . مخذم و رسوب را هم داشت با دو شمشير وارد مدينه شده بود كه يكى از آن دو عضب بود و در جنگ بدر به كار رفت . سه نيزه هم داشت و سه كمان يكى بنام روحاء و ديگرى بيضاء و سيمى نبع بود كه صفراء هم ناميده ميشد .
يك زره بنام صعديه و ديگرى بنام قضه داشت كه از بنى قينقاع بغنيمت برده بود .
زره ديگرى بنام ذات الفضول داشت كه در جنگ احد با زره فضه ( هر دو روى هم ) پوشيده بود . يك سپر داشت كه سر گوسفند بر آن به كار رفته ( نقش شده يا مجسم و برجسته بود ) پيغمبر به كار بردن آن را اكراه داشت ( مجسم مانند بت بود ) . خداوند آن را زدود .
( راوى گويد صبح شد كه آن نابود يا محو گرديد ) تفسير اين نامها چنين است : ( ذو الفقار ) حفر شده بود ( مقصود ميان آن يك خط حفر شده مثل اينكه دو فقره ( فقار ) شده بود نه اينكه مانند نقش و تصور عوام داراى دو سر باشد . اين شمشير بعد بعلى بخشيده شد كه لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على در شأن ايشان آمده ) .
بيان حوادث سال يازده
در ماه محرم اين سال ( سال يازده هجرى ) پيغمبر لشكرى براى شام تجهيز