تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
دلدل را با يك خر مقوقس اهدا كرده بود . نام آن خر عفير بود . آن ماده استر ( دلدل ) تا زمان معاويه زنده مانده بود . فروه بن عمرو نيز يك ماده استر بنام فضه اهدا كرده كه بابى بكر بخشيد . خرى هم بنام يعفور داشت كه بعد از حج وداع مرد . اما شترهاى ( حضرت او ) كه قضواء يكى بود و آن را از ابو بكر با چهارصد درهم خريد و بر همان شتر سوار بود كه ( بمدينه ) مهاجرت فرمود . آن شتر از مواشى بنى حريش بود كه مدتى زنده ماند . نام ديگرش عضباء و جدعاء بوده . ابن مسيب گويد قسمتى از گوش آن شتر بريده شده ( جدعاء بمعنى گوش بريده ) گفته شده گوش بريده نبود . اما شترهاى شيرده كه بيست ماده شتر در جنگل داشت . اين همان شترها بود كه يغماگران آنها را غارت كردند . شير آنها را هر شب مىآوردند . بعضى از آنها پر شير بوده نام يكى حناء و ديگرى سمراء همچنين عريس و سعديه و بغوم و يسيره و رياء و مهره و شقراء بود . اما گلهء ( آن حضرت ) كه هفت رأس ميش بود . نام آنها عجره و زمزم و سقيا و بركه و ورشه و اطلال و اطراف بود . هفت بز هم داشت كه چوپان آنها ايمن فرزند ام ايمن بود . تفسير اين نامها چنين است : ( عفير ) تصغير اعفر است كه سفيد و سفيدى آن خالص نباشد يعفور هم از آن است ( كه رنگ آن خالص نباشد ) مانند اخضر و يخضور ( صيغه افعل ) ( بغام ) هم صوت اشتران است كه بغوم هم از آن آمده ، بقيه هم حاجت بشرح ندارد . ( يك خروس هم داشت و گاو نداشت )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 392 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت