تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤

پيغمبر اكرم

عبد المطلب در سنه هشت بعد از واقعه فيل ( هجوم حبشيان بر مكه كه فيل همراه داشتند و در قرآن ذكر شده و در آن زمان بدان واقعه تاريخ مىنهادند . م ) در گذشت . او پيغمبر را به فرزند خود ابو طالب سپرد كه او تربيت رسول را بعد از جد او بر عهده گرفت ابو طالب سفر شام را قصد نمود ، پيغمبر كه در آن هنگام نه سال داشت خواست با عم خود برود ، عم او هم با علاقه و مهر حضرت او را پذيرفت چون كاروان به محل « بصرى » در شام رسيد يك راهب ( روحانى گوشه‌نشين ) در يك صومعه ( دير ) كه بدين مسيح دانا بود آن حضرت را ديد در آن دير هميشه يك روحانى دانشمند كه كتاب را حفظ مىكرد مىبود و مقام روحانيت و دانش از يكى به ديگرى به ارث سپرده مىشد . نام آن روحانى مسيحى بحيرا بود . چون مسافرين را ديد براى آنها طعام بسيار حاضر كرد زيرا او ديده بود كه بر سر پيغمبر يك پاره ابر سايه افكنده ( ميان گروه ) مسافرين بدان جا رسيدند و در سايه يك درخت كه نزديك بود رخت افكندند ، آن روحانى نگاه كرد ديد درخت شاخه‌هاى خود را بهم پيوست و سايه نيكى ساخته بر سر آنها گسترانيد : بحيرا از دير خود سوى آنها فرود آمد ، آنها را نزد خود خواند ، چون پيغمبر را ديد به آن حضرت خوب نگاه كرد ، تمام علامات ( نبوت ) را در پيكر آن حضرت ديد چون مدعوين از تناول طعام فراغت يافته پراكنده شدند . بحيرا مسائل مربوط باحوال پيغمبر را از آن حضرت پرسيد و حالات مختلفه را چه در خواب و چه در بيدارى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 34 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت