تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
چون پيغمبر ( با لشكر ) رهسپار شد . عبد اللّه بن ابى ( منافق معروف ) با اتباع خود از منافقين تخلف نمودند . پيغمبر سباع بن عرفطة و على بن ابى طالب ( هر دو ) را بحكومت مدينه منصوب فرمود . منافقين شايع كردند كه على را براى تحقير و كم كردن مقام او در مدينه گذاشت . چون على اين شايعه را شنيد اسلحه خود را برداشت و برسول اللّه ملحق شد و خبر شايعات را داد . پيغمبر فرمود دروغ گفتند من ترا جانشين خود براى خانواده هر دو در آنجا منصوب نمودم . اى على آيا راضى نيستى كه نسبت به من بمنزله و نسبت هارون با موسى باشى ؟ ولى پس از من پيغمبرى نخواهد بود . ( هارون و موسى دو برادر و هر دو پيغمبر بودند بدين جهت در اين نسبت نبوت را نفى فرمود ) على هم بمدينه برگشت . پيغمبر هم سير خود را ادامه داد . ابو خيثمه هم مدتى ( در مدينه ) زيست . او دو زن داشت . هر يكى از آنها چهار طاقى ( تاك - سايه‌بان از درخت ) بر پا كرده ، در پيرامون آن آب‌پاشى نموده ( براى خنكى ) آب را هم خنك كرده ، طعامى پخته و آماده نموده چون او بر طعام ( و در جاى خنك ) حاضر شد گفت : پيغمبر دچار گرما و تند باد باشد و ابو خيثمه زير سايه و جاى خنك با آب سرد و طعام گوارا و زن زيبا نشسته باشد انصاف نيست . به خدا در هيچ سايه‌بانى نخواهم بود تا آنكه برسول اللّه ملحق شوم توشه خود را برداشت و بر مركب خود سوار شد و رفت تا برسول اللَّه - رسيد كه در تبوك بود . مردم كه ( سياهى از دور ديدند ) گفتند : اى پيغمبر يك سوار نمايان شده . پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلم فرمود ( اى شبح ) ابو خيثمه باش - گفتند . به خدا خود او ابو خيثمه است . نزد پيغمبر رفت و خبر خود را داد . پيغمبر هم براى او دعا كرد . هنگامى كه پيغمبر در عرض راه از محلى بنام حجر در منزل ثمود مىگذشت بياران فرمود از آب اين محل كسى ننوشد وضو هم نگيرد و اگر به اين آب خمير كرده باشيد آن خمير را بشتر ندهيد يا دور اندازيد از آن خمير كسى اندكى هم نخورد . شب هم هيچ كس تنها نرود مردم هم اطاعت كردند و هر كه براى قضاء حاجت مىرفت ديگرى را همراه خود مىبرد هيچ كس بيرون نرفت مگر دو مرد يكى ديوانه شد و ديگرى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 338 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت